به سامانه دو فصلنامه «عرفان پژوهی در ادبیات» خوش آمدید.

 

نشریه عرفان پژوهی در ادبیات یک نشریه با دسترسی آزاد، دو سو ناشناس، و با داوری بسته است که از سوی دانشگاه علّامه طباطبائی به عنوان دانشگاه پیشرو در علوم انسانی و اجتماعی در ایران منتشر می‌شود. این نشریه به منظور فراهم نمودن محیط فکری برای پژوهشگران ملّی و بین المللی با تمرکز بر مباحث عرفانی پایه گذاری شده است. این نشریه در پاسخ به پیشرفت‌های صورت گرفته در حوزه پژوهش در عرفان  انتشار یافته و هدف آن انتشار مقالات با کیفیتی است که یافته‌های مرتبط با موضوعات مهم در این زمینه را گزارش می‌دهند. در این نشریه، مانند سایر نشریات دانشگاه علامه طباطبائی، جهت تسهیل شناسایی و جستجو، هر مقاله شمارۀ شناسایی خاص (doi) خود را دارد.  

به منظور دسترسی آسان و جهانی به آخرین یافته های پژوهشی، این نشریه به عنوان یک نشریه دسترسی  آزاد پایه­ گذاری شده است. نشریه مبلغ چهار میلیون ریال بابت جبران بخشی از هزینه داوری دریافت می‌کند و در صورت پذیرفته شدن مقاله مبلغ شش میلیون ریال بابت بخشی از هزینه‌های پردازش مقالات از نویسندگان دریافت میگردد، مابقی هزینه‌ها از سوی دانشگاه علامه طباطبائی پشتیبانی مالی می‌شود. 

درباره عرفان پژوهی در ادبیات   

  •          نوع مقاله: علمی- پژوهشی
  •          کشور محل چاپ : ایران
  •          ناشر: انتشارات دانشگاه علامه طباطبائی
  •          شاپای چاپی:0743-2821        شاپای الکترونیکی: 0751-2821
  •          تناوب انتشار: دو فصلنامه
  •          زبان نشریه: فارسی با چکیده مبسوط انگلیسی (2 شماره در سال) 
  •          نوع انتشار: چاپی و الکترونیکی
  •          نوع دسترسی: دسترسی باز و رایگان تمام متن 
  •          حوزه کار نشریه: متون نظم و نثر عرفانی، نقد ادبی و متون عرفانی، مباحث تطبیقی عرفانی، متون عرفانی و تحقیقات میان رشته‌ای و کاربردی
  •          اعتبار نشریه در وزارت علوم: علمی ب (در آخرین ارزیابی سال 1402)  
  •          کد DOI: دارد
  •          کد DOR: دارد
  •           متوسط زمان بررسی اولیه: یک هفته
  •           متوسط زمان داوری مقالات: 2 ماه
  •           نوع  داوری: داوری بدون نام و حداقل 2 داور
  •          میزان مجاز درصد تشابه در مقالات و سایت مورد بررسی: حداکثر میزان مشابهت یا همپوشانی در مقالات، تا 10 درصد قابل قبول می باشد.
              میزان همپوشانی مقالات فارسی در سایت  https://www.samimnoor.ir بررسی می شود. 
    خواهشمند است قبل از ارسال مقاله، به این سایت مراجعه کرده و از میزان همپوشانی مقاله خود مطلع شوید
  •          مهمترین قوانین نشریه هنگام ارسال مقاله: - مقاله ارسال‌شده در نشریه دیگر چاپ نشده، یا هم‌زمان برای سایر مجله‌ها ارسال نشده باشد.
               - مقالات دقیقاً مطابق دستورالعمل نشریه تنظیم شده باشد.
  •              دریافت راهنمای نگارش مقاله شیوه نامه عرفان پژوهی در ادبیات

 

نشریه عرفان پژوهی در ادبیات 

با صاحب امتیازی دانشگاه علامه طباطبایی براساس آیین نامۀ نشریات علمی مصوب 09-02-1398 در ارزیابی سال 1402، موفق به کسب رتبۀ «ب» شده است.

.

متون نظم و نثر عرفانی

تحلیل نقش انشای طلبی در مثنوی معنوی و اثرپذیری آن از قرآن کریم

https://doi.org/10.22054/msil.2026.87741.1205

مریم زین العابدینی، حسین آقاحسینی، سید علی اصغر میرباقری فرد

چکیده علم معانی به بررسی معانی ثانویه و لایه زیرین کلام می‌پردازد. این دانش کلام را به دو بخش خبر و انشاء تقسیم می‌کند. معانی ثانویه در حوزه انشاء بیشترین مجال را دارد. انشاء را نیز به دو بخش طلبی و غیرطلبی تقسیم کرده‌اند. در این بین انشاهای طلبی از حیث معانی و اغراض ثانویه در دانش معانی اهمیت بیشتری دارد. با انشاهای طلبی ضمن جلب توجه مخاطب به صورت‌های تمنّا، امر، نهی، استفهام و ندا، از او تقاضا و درخواست انجام می‌گیرد. این پژوهش با هدف بررسی چگونگی اثر پذیری مثنوی از قرآن کریم سوای از ظاهر کلام و چگونگی جلب توجه مخاطب، اهداف و معانی ثانویه سخن را نیز بررسی و تبیین کرده است. بدین ترتیب در مطابقت انواع طلب در ابیات مثنوی با آیات قرآن کریم، جمله در سه سطحِ صورت، معنا و هدف تبیین شده است. تعلیمات مثنوی در قالب انشاهای طلبی بیش از هر چیز معانیی چون: برانگیختن ، آگاهی دادن، انذار، تداوم، امعان نظر، امیدوار ساختن و دلجویی، سرزنش و توبیخ را به مخاطب القاء می‌کند.

نقد ادبی و متون عرفانی

بررسی حکایت «درویش در کشتی...» در متون عرفانی بر اساس نظریۀ بیش‌متنیت ژنت

https://doi.org/10.22054/msil.2026.89229.1212

زیبا اسماعیلی

چکیده متون عرفانی به دلیل تعلق به گفتمان مشترک عرفان و تصوف، پیوندهای عمیق با یکدیگر دارند. این پیوندها فراتر از شاخص‌های سبکی و زبانی، دربرگیرندۀ مفاهیم مشترک میان این متون و نمایانگر ارتباط بینامتنی آن‌هاست. حکایت‌ها یکی از اصلی‌ترین موارد تکرار شونده در متون عرفانی است که اغلب با تکیه بر دیدگاه‌ها و تفکرات نویسندگان، بازنویسی شده‌اند. در میان متون عرفانی، رسالۀ قشیریه به دلیل تأثیرگذاری بر متون پس از خود اهمیّت قابل ملاحظه‌ای دارد. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی به بررسی روابط میان‌متنی متون عرفانی فارسی در روایت حکایت پرتکرار «درویش در کشتی...» از منظر بیش‌متنیت ژنت پرداخته است. یافته‌های پژوهش نشان داد در حکایت‌های مورد بررسی متن رسالۀ قشیریه پیش‌متن سایر متون بوده است. روابط رسالۀ قشیریه با متن‌های پسین در دو دستۀ همان‌گونگی و تراگونگی قرار دارد. گشتارهای ایجاد شده در بیش‌متن‌ها اغلب گشتار کمی افزایشی، گشتار کیفی درونی و گشتار ارزش است. گشتارهای کیفی درونی، شخصیت حکایت را با هدف ارزش‌گذاری مکرر تغییر داده است و گشتار کمی افزایشی با هدف اضافه کردن تفسیرهای عرفانی به متن حکایت انجام گرفته است. حکایت «درویش در کشتی» در طول قرن‌ها از یک نثر سادۀ عرفانی به اثری نمادین تبدیل شده است. هر متن عناصری یکسان و مشخص را در سبک زبانی و بافت معنایی مخصوص به خود ارائه کرده که در لایه‌های پنهانی معناهای متفاوتی به خود گرفته است.

متون نظم و نثر عرفانی

کاوشی در ردّ پای عرفان در آثار داستانی ادب پایداری

https://doi.org/10.22054/msil.2026.84606.1177

رسول بهنام

چکیده ادب پایداری معاصر در ایران که بخشی از آن مرتبط با دفاع مقدّس شکل گرفته است، تجلیّگاه خلوص،ایمان و ایثارگری رزمندگان و ناب‎ترین باورهای دینی و مذهبی آن‎هاست. در لابلای این آثار همچنین عمیق‎ترین باورهای عرفانی چهره می‎نماید و این آثار جلوه‎گاه مبانی و اصول عرفانی است که با باورهای مذهبی در هم تنیده شده‎اند. آثار ادب پایداری دفاع مقدّس بخصوص در بخش داستانی آن از منظر حضور عرفان و عمق اندیشه‎های عرفانی تاکنون مورد بررسی چندانی قرار نگرفته بود و با توجّه به پیوند ناگسستنی عرفان، رزمندگان و جبهه‎های جنگ، پژوهشی در این مورد ضروری می‎نمود. بر این اساس آثاری چند از نویسندگان ادب پایداری که در شکل داستان و رمان و خاطره‎گویی بود برگزیده شد و ردّ پای عرفان و اندیشه‎های عرفانی در این آثار با روشی توصیفی-تحلیلی مورد واکاوی قرار گرفت. نتیجۀ پژوهش حاضر، حضور پر رنگ مبانی و اصول فکری عارفان را در این آثار نشان می‎دهد و این آثار مجلای باورهای عمیق به اصول و مبانی فکری عرفانی چون توکّل،فنای افعالی، ترک خودبینی و غرور،مجاهده، رضا، یقین و الزام پیر و راهنما در طریق است که هر کدام در بخشی از این آثار حضور و نمود یافته است.

متون نظم و نثر عرفانی

معرفی کتاب سلسلة‌الصّدیقین و انیس‌العاشقین و دستنویس‌های آن

https://doi.org/10.22054/msil.2026.92254.1247

مریم حسینی، فرزانه سادات هجرتی

چکیده کتاب سلسلةالصّدیقین و انیس‌العاشقین نوشتۀ دوست‌محمّد فالیزکار بن نوروز محمد الاخسیکتی از جمله آثاری است که در مقامات احمد کاسانی (م. 949 ق) نوشته شده است. احمد کاسانی مشهور به «مخدوم اعظم» از بزرگان سلسلۀ خواجگانِ نقشبندیۀ ماوراءالنّهر است. اهمیت و ارزش کتاب در جنبه‌های زبانی، ادبی، تاریخی و اجتماعی خلاصه می‌شود. از منظر زبانی وجود کلمات مربوط به حوزۀ فرارودان و مختصات صوتی لهجۀ این نواحی قابل توجه است. بلاغت کلام، استنادات شعری و ساختار روایی حکایات جنبه‌های ادبی کتاب را برجسته می‌سازد. در ساحت تاریخی بازخوانی تبار سلسلۀ خواجگان نقشبندیه، اشارات تاریخی کتاب، بازنمایی چهرۀ کاسانی و دیگر عرفا حائز اهمیت است. محوریت اثر در بعد اجتماعی نیز بر شرح آداب جمعی سلسله، ترسیم روابط شیخ با مریدان و تعاملات کاسانی با بزرگان و شاهان قرار می‌گیرد. این کتاب به جهت معرفی چهرۀ بانفوذ احمد کاسانی در تاریخ عرفان و تصوف و آشکارساختن ساحت‌های تازه‌ای از آداب و احوال عارفان سلسلۀ نقشبندیه شایان توجه است.

متون عرفانی و تحقیقات میان رشته‌ای و کاربردی

خوانشی از واقعه های علامه حسن‌زاده آملی بر پایة نظریه ویلیام جیمز

https://doi.org/10.22054/msil.2026.87946.1241

مهسا رون، منصور نظام آبادی فراهانی

چکیده کتاب انسان در عرف عرفان یکی از آثار عرفانی ـ ‌اخلاقی است که بخش نخست آن روایت واقعه‌های علامه حسن‌زاده آملی است. علامه با پرهیز از نگاه تاریخی به مسائل فلسفی و عرفانی، ضمن بهره‌مندی از ابزارهای علمی و توجه به عرفان نظری، بر کشف و شهود و معرفت عمیقی که ازطریق شهود حاصل می‌شود، تأکید کرده‌است. در این پژوهش تلاش شده، با بررسی ویژگی‌های واقعه‌های علامه حسن‌زاده آملی و تطبیق آن با ویژگی‌هایی که ویلیام جیمز برای تجربة عرفانی برشمرده‌است، دریافت شود که آیا این ویژگی‌ها بر یکدیگر منطبق‌اند یا تمایزاتی بین آنها وجود دارد و هدف علامه از بیان این واقعه‌ها چه بوده‌است. در پژوهش حاضر، به روش توصیفی‌ ـ تحلیلی، پس از بیان ویژگی‌های تجربة عرفانی از نگاه جیمز مشتمل بر چهار ویژگی «توصیف‌ناپذیری»، «کیفیت معرفتی»، «زودگذری» و «حالت انفعالی»، ویژگی‌های واقعه‌های علامه تبیین و تشریح شده و این نتیجه حاصل شده‌است که سه ویژگی اول در واقعه‌های علامه نمود دارند، ولی ویژگی چهارم که از ویژگی‌های فرعی در نظریة جیمز است، در واقعه‌های علامه نمودی ندارد؛ بلکه علامه برخلاف آن، در برخی واقعات خودآگاه است. همچنین زمان در واقعه‌های علامه حائز اهمیت و دارای تشخص خاصی است، درحالی‌که جیمز از مبحث زمان غافل بوده‌است. نکتة شایان توجه دیگر این که علامه از بیان واقعه‌های خود درپی دستیابی به هدف خاصِ تبیین تعلیمات حکمی و روشن ساختن مسیر سیروسلوک بوده‌است.

متون نظم و نثر عرفانی

تأملی بر دلایل تُندیها و عتابگریهای شمس تبریزی

https://doi.org/10.22054/msil.2026.89796.1220

میلاد صلاحی خلخالی

چکیده شمس‌ تبریزی شخصیتی کم‌مانند در تاریخ فکر ایرانی ‌و از چهره‌های گرانمایه در سپهر تصوّف است. با دقّـت در کتاب مقالات و گفته‌های دیگران دربارة او به نظر می‌رسد این شخصّیت غریب در منش، رفتار و سلوک شخصی خود گاه سویه‌هایی مختلف و حتی ظاهراً متضاد داشته است. یکی از چشم‌گیرترین این تفاوت‌ها در موضع او درباب مِهر و خشم یا تُندی و لطف است. مسألة اصلی این پژوهش غوررسی این نکته است. با دقّـت در قهرآمیزی‌ها و عتاب‌کاری‌های وی، می‌توان به دلایل و نکاتی دست یافت که ژرف-ساخت این تُندی‌ها را روشن و تاحدی توجیه می‌کند. در این تحلیل پنج علت عمده به‌دست آمد: شمس مهر و قهر تؤامان را صفت خداوند می‌داند و بر اساس قاعدة «تخلقوا باخلاق الله» بدان تأسی می‌کند. او عارف کامل را که توانایی ارشاد دارد نیز متّصف به همین وصف می‌داند و برخی عتاب‌هایش را به این دلیل می‌داند. تُندی‌های وی گاه در راه تربیت شاگردان و سالکان است و گاهی نیز عتاب و خشمش به مثابة محکی برای میزان وفاداری. او این سنجش را نیز به طرق مختلف انجام می‌دهد. درنهایت گاهی نیز این خشم‌ها از سر غیرتی محبّانه است. علاوه بر این دلایلِ عمده گاه علل دیگری نیز درکار بود که در بخش پایانی بدان پرداخته شد. به این ترتیب به نظر می‌رسد تُندی‌های او عموماً مستند به دلایلی‌ست که تحلیل آن علاوه بر تبیین بهتر شخصیت او، نشان می‌دهد وی گرفتار دوگانگی شخصیّتی نبوده و برای منش و رفتارش سامانی در نظر گرفته است.

متون عرفانی و تحقیقات میان رشته‌ای و کاربردی

بررسی مقایسه‌ای الگوهای اسطوره‌سازی از شخصیت پیر در اسرارالتوحید ابوسعید ابوالخیر و مقامات ژنده‌پیل احمد جام

https://doi.org/10.22054/msil.2026.88602.1209

سید حسن طباطبایی، محمد فاطمی

چکیده کتاب‌های مناقب و مقامات صوفیه را می‌توان جلوه‌گاه پیوند میان اسطوره و عرفان دانست، زیرا در این آثار با بهره‌گیری از شیوه‌ها و شگردهای اساطیری سیمایی فرابشری و عظیم از مشایخ صوفیه ترسیم می‌شود. این مقاله به شیوه توصیفی-تحلیلی به بررسی الگوهای اسطوره‌سازی شخصیت پیر در مقامات و مناقب صوفیه با تمرکز بر دو اثر اسرارالتوحید اثر محمد بن منور و مقامات ژنده‌پیل نوشته‌ سدیدالدین محمد غزنوی می‌پردازد. این دو اثر، از یک‌سو نمونه‌ای شاخص از ادبیات مناقب‌نگاری و مقامه‌نویسی صوفیانه‌اند و از سوی دیگر، از حیث شیوه‌های روایت‌پردازی و اسطوره‌سازی، زمینه‌ای مناسب برای مطالعه مقایسه‌ای فراهم می‌آورند. در این پژوهش، ضمن تبیین پیوندهای عمیق میان الگوهای اسطوره‌ای و عرفانی، نشان داده می‌شود که مناقب‌نویسان و مقامه‌پردازان صوفیه با به‌کار‌گیری از شیوه‌ها و شگردهایی چون: رویکرد اساطیری به مراحل زندگی مشایخ، تنظیم زندگانی آن بر اساس سیرۀ پیامبر(ص) و تصویرسازی شخصیت پیر از طریق گستره مشرب، قدرت معنوی، کرامات، بدایع و بدعت‌ها کوشیده‌اند چهره‌ای اسطوره‌ای از پیر برای مخاطبان خود خلق کنند.

برآیند این مقایسه نشان می‌دهد که اسرارالتوحید در خلق «اسطوره‌ی کاریزماتیکِ معرفتی» توفیق بیشتری دارد؛ چرا که هم شخصیتِ محوری اثر، ظرفیتِ چنین بازنمایی‌ای را داراست و هم نویسنده با مهارت، مضمون‌های اعتقادی را به تجربه‌های عاطفی و زیسته تبدیل می‌کند. در مقابل، مقامات ژنده‌پیل بیشتر به ساخت «اسطوره‌ اقتدار و اقدام» می‌پردازد؛ اسطوره‌ای که بر شفا، تصرف در اشیاء، و نفوذ بر قدرت سیاسی استوار است، اما ضعف در پرداختِ هنری و فقدان بدایع هویّت‌ساز، مانع از شکل‌گیری اسطوره‌ای هم‌سنگ با ابوسعید می‌شود.

نقد ادبی و متون عرفانی

رابطۀ دین و قدرت در مکتوبات مولوی باتکیه‌بر نظریه کنش پیر بوردیو(مطالعه موردی 8 مکتوب)

https://doi.org/10.22054/msil.2026.92021.1244

فاطمه کریمی، رشید کاکاوند، مریم مرادی، فاطمه محسنی گرده کوهی

چکیده پیر بوردیو از برجسته‌ترین جامعه‌شناسان معاصر است که با طرح مفاهیمی چون میدان، عادت‌واره و سرمایه، چارچوبی نظری برای تحلیل کنش‌های اجتماعی در بستر روابط قدرت ارائه کرده است. در اندیشۀ او، کنش اجتماعی حاصل تعامل میان ساختارهای اجتماعی و گرایش‌های درونی‌شدۀ کنشگران است و سرمایۀ نمادین نقش مهمی در شکل‌گیری و بازتولید مناسبات قدرت دارد. این رویکرد امکان تحلیل حوزه‌هایی مانند دین را به‌عنوان میدانی اجتماعی با منطق خاص خود فراهم می‌کند. مکتوبات مولوی از مهم‌ترین متون نثر عرفانی فارسی است که شامل نامه‌های مولوی به امیران و صاحبان قدرت سیاسی زمانۀ اوست. این نامه‌ها افزون بر مضامین اخلاقی و عرفانی، بیانگر نوعی تعامل میان یک کنشگر دینی و میدان قدرت سیاسی هستند. مولوی در این مکتوبات با بهره‌گیری از زبان دینی و اخلاقی، ضمن نصیحت و هدایت حاکمان، در مواردی برای شاگردان و نیازمندان شفاعت کرده و از صاحبان قدرت درخواست حمایت مادی یا نهادی می‌کند. هدف این پژوهش تبیین رابطۀ دین و قدرت در مکتوبات مولوی بر اساس نظریه‌ی کنش بوردیو است. این پژوهش با روش کیفی و رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و بر پایۀ تحلیل متنی نمونه‌هایی از مکتوبات انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که مولوی با تکیه بر عادت‌وارۀ عرفانی و سرمایۀ نمادین ناشی از اعتبار معنوی خود، در میدان قدرت سیاسی نیز نقش‌آفرینی می‌کند. مکتوبات او عرصه‌ای برای تبدیل سرمایۀ نمادین به سرمایه‌های اجتماعی و نهادی فراهم می‌سازد و به نوعی مشروعیت‌بخشی متقابل میان میدان دین و میدان قدرت منجر می‌شود.

متون عرفانی و تحقیقات میان رشته‌ای و کاربردی

تفسیر هرمنوتیکی حکایت «موسی و شبان» و پیامدهای آن در برنامه درسی

https://doi.org/10.22054/msil.2026.91139.1238

محمود رضائی اترآباد، بهروز مهرام، بختیار شعبانی ورکی

چکیده متون عرفانی از ظرفیت‌های عمیق و گسترده‌ای برای تعلیم‌وتربیت برخوردارند، باوجوداین، بهره‌گیری نظام‌مند از این متون در برنامه‌های درسی نیازمند اتخاذ خوانش‌های روش‌مند و تفسیرهای نظری دقیق است. پژوهش حاضر باهدف پاسخ به این مسئله شکل‌گرفته است که رویکردهای مختلف هرمنوتیکی چگونه حکایت «موسی و شبان» در مثنوی معنوی را تفسیر می‌کنند و هریک چه تصویری از انسان فرهیخته برای کاربست در نظام آموزشی ارائه می‌دهند. این مقاله با روش تفسیر هرمنوتیکی و با بهره‌گیری از تحلیل تطبیقی رویکردها، به بررسی سه سنت هرمنوتیکی رمانتیک، فلسفی و انتقادی در مواجهه با این حکایت می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که هر یک از این رویکردها دلالت‌های متفاوتی برای تربیت و برنامۀ درسی به همراه دارند؛ هرمنوتیک رمانتیک بر بازسازی نیت مؤلف و تقدم خلوص درونی بر ظواهر شریعت تأکید می‌کند، هرمنوتیک فلسفی خوانشی مبتنی بر تساهل دینی و معنویت فردی شده ارائه می‌دهد و هرمنوتیک انتقادی، متن را به‌مثابه پروژه‌ای برای تحول وجودی، گذار از قضاوت به همدلی و تقویت کنشگری اخلاقی در نظر می‌گیرد. در نتیجه، تلفیق این سه بعد (فهم زمینه‌ای، تفسیر گفتگویی و تحول وجودی) می‌تواند چارچوبی کارآمد برای طراحی برنامه‌های درسی، تربیت معنوی و توسعه حرفه‌ای معلمان فراهم آورد.

متون نظم و نثر عرفانی

نمادپردازی عرفانی از مفهوم رندی و قلاشی در ادبیات منظوم شیعی (بررسی موردی اشعار عارف بجنوردی)

https://doi.org/10.22054/msil.2026.90222.1226

عادل مقدادیان، میثم حنیفی

چکیده این پژوهش به بررسی بازنمایی و تحول مفاهیم عرفانی «رندی» و «قلاشی» در ادبیات عرفانی منظوم شیعی با تمرکز بر دیوان عارف بجنوردی می‌پردازد. مفاهیم «رند» و «قلاش» از دیرباز در ادبیات عرفانی فارسی حضوری پررنگ داشته‌اند. در نگاه اوّل، این واژگان حامل معنایی منفی و دالّ بر بی‎قیدی، حیله‌گری و گداصفتی هستند؛ اما در ساحت تأویل عرفانی، این مصطلحات از مفاهیم واژگانی و دال‌های زمینی به مدلول‌های آسمانی ارتقا می‌یابند و به نمادهایی برای سالکی که از قیدوبندهای ظاهری، انانیّت نفسانی و حتی تعلّقات اخروی رسته است بدل می‌شوند. این مقاله که با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده و داده-های آن به شیوه‌ی کتابخانه‌ای به دست آمده است، با اتکا به اشعار عارف بجنوردی نشان می‌دهد که چگونه این مفاهیم به گفتمانی برای بیان «فنا در حق»، «گذار از شریعت ظاهری به حقیقت باطنی»، «عبور از خودی» و نهایتاً «سلوک عاشقانه‌ی شیعی» با محوریت ولایت اهل‌بیت (ع) تبدیل می‌شوند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که عارف بجنوردی با تلفیق هندسه‌ی مفهومی رندی و قلاشی با مضامین شیعی همچون فداکاری و عشق به‌خصوص در دو مورد عشق مریدانه به امام علی (ع) و از خود بی‌خود شدن فداکارانه در قیام حسینی؛ نظام نمادین یکتایی می‌آفریند که در آن «رند» عارفی حقیقت‌بین است که قلاش‌وار، طریق عشق را می‌پیماید.

متون عرفانی و تحقیقات میان رشته‌ای و کاربردی

سمبولیسم «شب» و «غار» در هفت‌پیکر نظامی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 19 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22054/msil.2026.91197.1237

سمیه اسدی، داود اسپرهم

چکیده منظومۀ هفت‌پیکر نظامی از جمله آثاری است که روایت شاعرانه در آن نه صرفاً برای بیان داستان، بلکه به‌مثابۀ زبانی رمزی برای انتقال حکمت و معرفت قدسی به‌کار گرفته شده است. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی–تفسیری و خوانش بینامتنی، جایگاه سمبول‌های «شب» و «غار» را در ساختار روایی و سلوکی منظومه بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که این دو عنصر نقش بنیادین در منطق رمزی و سلوکی اثر دارند. شب و تاریکی نه فقدان نور، بلکه مراتب وجودی و آستانه‌های گذار در سیر آگاهی انسان هستند که عبور از آن‌ها شرط تحقق تولدهای متوالی و ارتقای وجودی است. تمایز میان «تاریکی اَدنی» و «تاریکی اَعلی» کلید فهم منطق شب است و در ساختار هفت‌گانۀ گنبدها بازتاب یافته است. غار نیز مرکز معنوی و کانون رازآموزی است که تحقق مرگ نمادین، فنای فردیت و تولد روحانی بهرام را نمایش می‌دهد. نوآوری اصلی پژوهش در ارائه خوانشی یکپارچه و حکمی–اشراقی از شب و غار است که آن‌ها را مؤلفه‌های ساختاری در سامان‌دهی منطق سلوکی هفت‌پیکر می‌داند.

متون عرفانی و تحقیقات میان رشته‌ای و کاربردی

ظرفیت مشرب عرفانی مولانا در مثنوی معنوی برای بازتعریف مفاهیم سبک هویت و هوش هیجانی و بهره‌گیری از آن در پرورش نوجوانان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 شهریور 1405

https://doi.org/10.22054/msil.2026.89357.1216

زهرا جهانی، شیما ابراهیمی، علی اصغر میرباقری فرد

چکیده دوران نوجوانی، مرحلۀ کلیدی هویت‌یابی و پرورش هوش هیجانی است و باید امکانات و شرایط لازم برای آموزش این مؤلفه‌ها به نوجوانان فراهم شود. ازاین‌رو، نگارندگان با توجه به هم‌جهتی اهداف عرفان مولانا و روان‌شناسی در زمینۀ خودشناسی و سیر کمال، پژوهشی کاربردی به شیوۀ کتابخانه‌ای انجام داده‌اند. هدف آنان معرفی مثنوی معنوی به‌عنوان منبعی برای آشنایی نوجوانان با انواع سبک هویت و پرورش هوش هیجانی است. همچنین، با تکیه بر ظرفیت‌های عرفانی مولانا در مثنوی، به بازتعریف دو مفهوم سبک هویت و هوش هیجانی در روان‌شناسی پرداخته‌اند. نتایج حاصل از این پژوهش حکایت از آن دارد که غفلت با هویت سردرگم، بیداری و آگاهی با هویت هنجاری، اراده و طلب با هویت اطلاعاتی و مدیریت هوش هیجانی با منزل تزکیۀ نفس انطباق قابل توجهی دارد و در جزئیات بیشتر، دو مهارت درون‌فردی و بین‌فردی این هوش با مقام توبه، مدیریت اضطراب با صبر، میزان تطبیق‌پذیری با توکل و وضع روانی کلی با رضا انطباق دارد. در گام بعد با توجه به نتایج حاصل از این بازتعریف، شش دفتر مثنوی معنوی بررسی شده و 51 داستان مناسب برای آموزش این دو مفهوم شناسایی شدند که چند داستان‌ به‌عنوان نمونه معرفی و مضامین تربیتی آن بیان شده است. بنابراین با توجه به هم‌جهت بودن مضمون برخی داستان‌های مثنوی معنوی با دو مؤلفۀ سبک هویت و هوش هیجانی به‌نظر می‌رسد این اثر محتوای مناسبی برای معرفی به نوجوانان باشد.

متون عرفانی و تحقیقات میان رشته‌ای و کاربردی

کارکرد و تحلیلِ بدن غیرطبیعیِ عارفان در تذکرة‌‌الاولیا و کشف‌المحجوب با توجه به تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 شهریور 1405

https://doi.org/10.22054/msil.2026.90898.1235

زهره کافی، امیرحسین مدنی، علیرضا فولادی

چکیده یکی از موضوعات پرکاربرد در متون عرفانی، نگرش دربارة بدن کالبدین آدمی است. نگاه عارفان به بدن با نگاه غیرعارفان تفاوت‌ دارد. هدف این پژوهش، پاسخی نسبی به این پرسش ‌است که عارفان چه نگرشی دربارة بدن داشته‌اند؟ آیا بدنِ عارف از وجه فیزیکی خود دور شده‌، جنبة متافیزیکی دارد؟ و آیا بدنِ غیرطبیعیِ عارف، به مثابة اصلی تاریخی و ملموس، قابل پذیرش‌است یا صرفاً امری استعاری و ادّعای برخی مقامات‌نویسان در بازنمایی اغراق‌آمیزِ شخصیت‌های عرفانی و تاریخی‌است؟ متن‌های مورد تحقیق، تذکرة-الأولیاء و کشف‌المحجوب هستند و الگوی انتخاب‌شده «تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف»‌است و هستة مرکزی پژوهش؛ سه لایة توصیف، تفسیر و تبیین خواهد‌بود. این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی می‌کوشد نخست، با مطالعة اقوال و حکایاتِ مختلف دو کتاب، زیرشاخه‌های هر‌سه لایه را (ارزش‌های تجربی، رابطه‌ای، بیانی، امر ظاهری، معنایی، انسجام موضعی و کلّی، تعیین-کننده‌های اجتماعی، ایدئولوژی و تأثیرات) تحلیل کند. در مرحلة دوم، مواجهة عارف با بدن خویش در دو سطحِ الف) آسیب‌های آگاهانه به بدن (افراط در عبادت و تاب‌آوری در واردات قلبی) و ب) کرامت و ویژگی‌های خارق‌العادة بدن واکاوی شده‌. یافته-های تحقیق نشان ‌می‌دهد بدنی که این دو متن به جامعه معرفی ‌می‌کنند، فراطبیعی و قادر به کرامت و ایجاد تغییر در عالم‌است؛ چه در بُعد حقیقی و چه در ساحت استعاری، هم بر مبنای سند تاریخی و هم بر اساس مجاز و مثال. بر این اساس، از نگاه عطار و هجویری، بدن عارف، کارکرد و تعریفی فراتر از بدن عادی دارد؛ زیرا هدف وی نشان‌دادن اتّصال جسم عارف به حق در امتداد اتّصال روحی اوست.

متون نظم و نثر عرفانی

تحلیل کیفیت بازتاب «وحدت وجود» و «وحدت شهود» در اشعار محمای غزنوی، مستان‌شاه کابلی و حیدری وجودی

دوره 3، شماره 6، اسفند 1403، صفحه 173-214

https://doi.org/10.22054/msil.2025.82547.1150

تاج الدین آروین پور، مهسا رون

چکیده شاعران معاصر افغانستان، افزون بر مضامین سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و میهنی، در اشعار خود به عرفان و تصوّف نیز توجه نشان داده‌اند. درونمایۀ اصلی اشعار خلیفه محمّدمحمای غزنوی، مستان‌شاه کابلی و غلام‌حیدر حیدری وجودی، سه تن از شاعران عارف و صوفی‌مشرب معروف معاصر افغانستان، نیز مفاهیم عارفانه و عاشقانه است. مسأله «وحدت وجود» و «وحدت شهود» به سبب جایگاه ویژه‌ای که در عرفان نظری و عملی دارد، به‌خصوص پس از ظهور ابن‌عربی، از مضامین برجسته و مورد توجه شاعران عرفان‌سرای افغانستان بوده‌است. این پژوهش، به روش توصیفی ـ تحلیلی، با بررسی و تحلیل شواهد شعری مشتمل بر این درونمایه‌ها، در دیوان سه شاعر مذکور، نشان می‌دهد محمای غزنوی موضوع وحدت وجود و وحدت شهود را با تعبیرها و تمثیل‌های مختلف به یک معنی و مفهوم به‌کار برده و درواقع وحدت شهود را نمود عینی وحدت وجود دانسته‌است. مستان‌شاه کابلی میان وحدت وجود و وحدت شهود تفاوت قائل است، چنانکه وحدت وجود را اصل و وحدت شهود را فرع آن معرفی کرده است؛ اما شناخت و مشاهدۀ حضرت حق را تنها از این دو طریق ممکن می‌داند. حیدری وجودی نیز موضوع وحدت وجود و وحدت شهود را با استفاده از زبان تمثیل به‌ویژه تمثیل تشبیه مطرح کرده و وی نیز همچون مستان‌شاه، شناخت و مشاهدۀ حضرت حق را صرفاً با معرفت وجودی و ادراک شهودی میسر دانسته است.

نقد ادبی و متون عرفانی

تحلیل انتقادی گفتمان عرفانی اشعار حافظ در نمایشنامۀ در راه مهر براساس الگوی فرکلاف

دوره 3، شماره 6، اسفند 1403، صفحه 349-382

https://doi.org/10.22054/msil.2025.81944.1143

علی کریمی، پریسا نصیری

چکیده یکی از روش‌های کارامد برای مطالعۀ ابعاد معناشناختی زبان عرفانی در متون ادبی، تحلیل گفتمان انتقادی است که رویکردی جدید از تحلیل گفتمان در مطالعات ادبی و هنری به‌شمار می‌رود و به تحلیل متون در پیوند با زمینه و بستر فرهنگی و فکری می‌پردازد. در این مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی نگاشته شده‌است، پس از استخراج مفاهیم عرفانی موجود در نمایشنامۀ در راه مهر، مؤلفه‌های مهم شناسایی ، سپس مطابق با الگوی نظری فرکلاف به تحلیل گفتمان عرفانی نمایشنامه پرداخته می‌شود. هدف در این پژوهش تحلیل انتقادی گفتمان عرفانی اشعار حافظ و چگونگی انعکاس آن در نمایشنامۀ در راه مهر و نیز یافتن مفاهیم و مؤلفه‌های عرفانی موجود در این اثر برمبنای رویکرد نظری تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و با روش کتابخانه‌ای است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که این نمایشنامه از جمله آثار نمایشی عرفانی محسوب می‌شود که از اشعار حافظ الهام گرفته‌است و نویسنده درصدد بیان خیالات و عوالم عرفانی و اخلاقی به وجه نمادین و بیان نمایشی است. همچنین پژوهش حاضر نشان‌دهندۀ این است که این نمایشنامه، یک نمایشنامۀ خیالی، انتقادی، فلسفی و اخلاقی است که نویسنده سعی داشته است فلسفۀ عرفانی را در وجه تمایلات و احساسات ملی به شیوۀ نمایشی توصیف نماید. در واقع، نویسنده به نوعی عرفان رو می‌کند که برگرفته از اندیشه‌های عرفانی حافظ در اشعارش است.

نقد ادبی و متون عرفانی

التفات روایی در مجالس سبعه

دوره 4، شماره 7، مهر 1404، صفحه 49-76

https://doi.org/10.22054/msil.2025.86697.1197

نسرین قادری، هیوا حسن پور، سید اسعد شیخ احمدی

چکیده متون ادبی، تجلّی نگاه‌ها و نگرش‌های خاص خالق آن در بیان‌های ویژه است. یکی از شگردهای ادبی کردن کلام، التفات است که این صنعت بر اساس آرای جاناتان کالر (و نه بر اساس آرای سنّتی ادبیات فارسی) سطوحی به خود می‌گیرد که آن را به زمان حال گفتمانی پیوند می‌دهد. در این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه‌ای به بررسی و تحلیل مجالس سبعه از مولوی بر اساس صنعت التفات پرداخته شده است. داده‌های پژوهش حاکی از آن است: التفات، کلید درک بخش مهمی از قدرت تأثیرگذاری کلام مولوی در مجالس سبعه است که در خدمت شرح و تبیین نظام فکری مولوی قرار گرفته است. با توجّه به بُعد وعظی و تعلیمی مجالس سبعه، سطح اول التفات برجستگی بیشتری دارد که از طریق آن، شنونده را از حالت انفعال خارج و در فضای معنوی و دراماتیک سهیم می‌کند. سطح دوم و سوم، جهان‌بینی وحدت وجودی مولوی را نشان می‌دهد که تمام مخلوقات در آن، دارای شعور هستند و حق حیات دارند. در سطح چهارم، بیقراری و شوریدگی مولوی و در سطح پنجم، نفس و خودآگاهی بیشتر تجلی پیدا کرده است.

معرفی چند تن از عارفان شطح گوی هندی بر اساس حسنات العارفین داراشکوه

دوره 1، شماره 1، اردیبهشت 1401، صفحه 163-185

https://doi.org/10.22054/msil.2022.59185.1016

الهام روستایی راد، مریم حسینی

چکیده تاریخ عرفان و تصوف نیز همچون دیگر تواریخ، ناگفته‌های بسیار دارد که تاکنون برملا نشده اند. شرح احوال و آثار عارفان بسیاری در کتاب‌های تذکرۀ اولیا، و طبقات صوفیه ثبت شده و قابل دسترسی است، اما دستیابی به آراء و افکار عارفان گمنام که شاید با داشتن مقام و جایگاه ویژه در روزگار خود می‌زیستند، نیازی است مُبرم که باید در جست‌وجوی آن به تذکره ها و متون کهن رجوع کرد. با توجه به دوران مهم اختلاط فرهنگی، سیاسی و ادبی دو کشور ایران و هند، و رفت و آمد صوفیان، شاعران و هنرمندان میان دو کشور، بخش قابل توجهی از سرمایه‌های فرهنگی به زبان فارسی در برخی آثار هندوان موجود است که شایسته توجه و تحقیق است. این پژوهش براساس کتاب حسنات العارفین داراشکوه شاهزاده هندی (م. 1069) به معرفی چند تن از عارفان نامدار که سخنان شطح‌آمیزی از آنان نقل شده می‌پردازد. عارفانی چون؛ خواجه علی رامیتنی، شیخ کبیر، شیخ حسین دهدهه، شیخ شرف‌الدین پانی پتهی، شیخ فرید شکرگنج که دارای شطحیات و یا کلامی عالی بودند

مقایسۀ مثنوی طاقدیس ملا احمد نراقی با مثنوی مولوی از منظر فرم و محتوا

دوره 1، شماره 1، اردیبهشت 1401، صفحه 107-141

https://doi.org/10.22054/msil.2022.57373.1002

مرتضی خوش نیت، شهروز جمالی

چکیده این مقاله با عنوان «مقایسۀ مثنوی طاقدیس ملا احمد نراقی با مثنوی معنوی مولوی» به بررسی و تحلیل مقامات و احوال عرفانی، اخلاقی و کلامی از منظر فرم و محتوای مشترک درمثنوی طاقدیس و مثنوی معنوی می‌پردازد. در این پژوهش حکایات، مضامین، افکار و دیدگاه‌های مشترک دو اثر استخراج شده و سپس تحلیل شده‌اند. در اکثر مضامین، مقامات و احوال عرفانی و محتوایی مشترک در دو مثنوی دیده می‌شود. در ارائۀ باورها و آیات، احادیث و روایاتی که در دو اثر به‌کار گرفته شده است -با وجود اشتراک- در پاره‌ای موارد، اختلاف‌نظر وجود دارد. در مثنوی طاقدیس با وجود الهام از مثنوی مولوی داستان‌های تمثیلی وجود دارد که چنین داستان هایی در مثنوی معنوی نیست. کلام ملا احمد نراقی برگرفته از اصول و فروع اساسی عرفان تشیع است که با عرفان عملی و سلوک توأم است و به صورت شفاف در چارچوب اصول شریعت و ممتنع به لحاظ سیر و سلوک سالک در راه طریقت بیان شده است. هر چند کلام در مثنوی طاقدیس، استواری و چیـره دستی مثنوی معنوی را ندارد، اما در بین منظومه‌های شیعی در قالب شعـر و در زبان و ادبیات فارسی، جایگاهی رفیع دارد و دور از هرگونه جانبداری از فرقه یا اندیشۀ خرافی کاذب است. در مثنوی طاقدیس و مثنوی معنوی، اکثر مضامین عرفانی مشترک است و در مواردی هم اختلاف وجود دارد که گاهی اختلافات برجسته به نظر می‌رسد.

گونه‌شناسی در مطالعات عرفانی

دوره 1، شماره 1، اردیبهشت 1401، صفحه 187-203

https://doi.org/10.22054/msil.2022.58193.1014

سید مهدی زرقانی

چکیده رویکرد ژانری چیست و چگونه می‌توان از این رویکرد در مطالعات عرفانی بهره برد؟ این‌ها پرسش‌های اصلی مقاله حاضر است. در ابتدا به تعریف ژانر/گونه می‌پردازیم و ضمن بررسی انتقادی تعاریف ارایه شده، تعریفی تلفیقی ارائه می‌دهیم که بیشترین تناسب را با نوشتارهای فارسی داشته باشد. در گام بعدی به این پرسش پاسخ می‌دهیم که گونه‌شناسی چیست و گونه‌شناس کیست؟ الزامات گونه‌شناسی و اینکه در این رویکرد چگونه می‌توان از دانش‌های ادبی متعدد و متنوع استفاده کرد و نیز تفاوت گونه‌شناسی با دیگر رویکردهای ادبی محور مباحث ما را در این بخش تشکیل می‌دهند. نهایتاً این مقاله بر آن است تا نشان دهد گونه‌شناسی نوشتارها و از جمله نوشتارهای عرفانی ضمن اینکه وجوه تشابهی با دیگر رویکردهای ادبی دارد، می‌تواند به مثابه شاخه‌ای مستقل از مطالعات ادبی به شمار آید. روش تحقیق مقاله کتابخانه‌ای و فن مورد استفاده توصیفی- تحلیلی است.

«معاملات» در تصوّف و دیدگاه‌های متصوّفه دربارۀ آن

دوره 1، شماره 1، اردیبهشت 1401، صفحه 143-162

https://doi.org/10.22054/msil.2022.58040.1013

سجاد رجایی، حمیدرضا خوارزمی، سید امیر جهادی حسینی

چکیده معاملات یکی از اصطلاحات رایج بین صوفیان است و این اصطلاح آداب و اعمالی را دربر می‌گیرد که آنان در طی سلوک انجام می‌دهند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که معاملات در چه مفاهیمی به‌کار رفته و دلیل تفاوت نگاه صوفیه به این اصطلاح چه بوده است؟ بنابراین با مطالعه کتاب‌هایی که در زمینة اشاعة عقاید صوفیه و تربیت سالکان تألیف شده با سندکاوی و فیش‌برداری به تدوین پژوهش پیش رو اقدام و مشخص شد که معنای واژۀ معاملات و مفرد آن که به دو صورت معامله و معاملت به‌کار رفته در نزد صوفیه با توجه به موضوع متن، متفاوت بوده و به معنای اعمال، عبادات، آداب و رسوم و غیره استفاده شده است و تقسیم‌بندی اعمال درنزد هر یک از نویسندگان شباهت‌ها و تفاوت‌هایی دارد. در این پژوهش، ضمن تجزیه و تحلیل کیفی با استفاده از روش‌های توصیفی و مقایسه‌ای، مطالب تجزیه و تحلیل شده است. نتیجۀ حاصل از این پژوهش این است در نگاه نظریه‌پردازان و نویسندگان عرفانی، راجع به معاملات اشتراک نظری وجود ندارد و این اختلاف نظر را می‌توان به سلیقه‌ای بودن این بحث و نداشتن منبعی موثق در قرآن و حدیث نسبت داد که هر یک از بزرگان صوفیه برای تربیت مریدان از یک نوع شیوۀ خاص مطابق با حال و وقت خویش استفاده کرده‌اند.