شمس تبریزی شخصیتی کممانند در تاریخ فکر ایرانی و از چهرههای گرانمایه در سپهر تصوّف است. با دقّـت در کتاب مقالات و گفتههای دیگران دربارة او به نظر میرسد این شخصّیت غریب در منش، رفتار و سلوک شخصی خود گاه سویههایی مختلف و حتی ظاهراً متضاد داشته است. یکی از چشمگیرترین این تفاوتها در موضع او درباب مِهر و خشم یا تُندی و لطف است. مسألة اصلی این پژوهش غوررسی این نکته است. با دقّـت در قهرآمیزیها و عتابکاریهای وی، میتوان به دلایل و نکاتی دست یافت که ژرف-ساخت این تُندیها را روشن و تاحدی توجیه میکند. در این تحلیل پنج علت عمده بهدست آمد: شمس مهر و قهر تؤامان را صفت خداوند میداند و بر اساس قاعدة «تخلقوا باخلاق الله» بدان تأسی میکند. او عارف کامل را که توانایی ارشاد دارد نیز متّصف به همین وصف میداند و برخی عتابهایش را به این دلیل میداند. تُندیهای وی گاه در راه تربیت شاگردان و سالکان است و گاهی نیز عتاب و خشمش به مثابة محکی برای میزان وفاداری. او این سنجش را نیز به طرق مختلف انجام میدهد. درنهایت گاهی نیز این خشمها از سر غیرتی محبّانه است. علاوه بر این دلایلِ عمده گاه علل دیگری نیز درکار بود که در بخش پایانی بدان پرداخته شد. به این ترتیب به نظر میرسد تُندیهای او عموماً مستند به دلایلیست که تحلیل آن علاوه بر تبیین بهتر شخصیت او، نشان میدهد وی گرفتار دوگانگی شخصیّتی نبوده و برای منش و رفتارش سامانی در نظر گرفته است.