1
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ولایت، ایرانشهر، ایران
2
استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
10.22054/msil.2026.91197.1237
چکیده
منظومۀ هفتپیکر نظامی از جمله آثاری است که روایت شاعرانه در آن نه صرفاً برای بیان داستان، بلکه بهمثابۀ زبانی رمزی برای انتقال حکمت و معرفت قدسی بهکار گرفته شده است. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی–تفسیری و خوانش بینامتنی، جایگاه سمبولهای «شب» و «غار» را در ساختار روایی و سلوکی منظومه بررسی میکند و نشان میدهد که این دو عنصر نقش بنیادین در منطق رمزی و سلوکی اثر دارند. شب و تاریکی نه فقدان نور، بلکه مراتب وجودی و آستانههای گذار در سیر آگاهی انسان هستند که عبور از آنها شرط تحقق تولدهای متوالی و ارتقای وجودی است. تمایز میان «تاریکی اَدنی» و «تاریکی اَعلی» کلید فهم منطق شب است و در ساختار هفتگانۀ گنبدها بازتاب یافته است. غار نیز مرکز معنوی و کانون رازآموزی است که تحقق مرگ نمادین، فنای فردیت و تولد روحانی بهرام را نمایش میدهد. نوآوری اصلی پژوهش در ارائه خوانشی یکپارچه و حکمی–اشراقی از شب و غار است که آنها را مؤلفههای ساختاری در ساماندهی منطق سلوکی هفتپیکر میداند.