نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ولایت، ایرانشهر، ایران
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
چکیده
منظومۀ هفتپیکر نظامی از جمله آثاری است که روایت شاعرانه در آن نه صرفاً برای بیان داستان، بلکه بهمثابۀ زبانی رمزی برای انتقال حکمت و معرفت قدسی بهکار گرفته شده است. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی–تفسیری و خوانش بینامتنی، جایگاه سمبولهای «شب» و «غار» را در ساختار روایی و سلوکی منظومه بررسی میکند و نشان میدهد که این دو عنصر نقش بنیادین در منطق رمزی و سلوکی اثر دارند. شب و تاریکی نه فقدان نور، بلکه مراتب وجودی و آستانههای گذار در سیر آگاهی انسان هستند که عبور از آنها شرط تحقق تولدهای متوالی و ارتقای وجودی است. تمایز میان «تاریکی اَدنی» و «تاریکی اَعلی» کلید فهم منطق شب است و در ساختار هفتگانۀ گنبدها بازتاب یافته است. غار نیز مرکز معنوی و کانون رازآموزی است که تحقق مرگ نمادین، فنای فردیت و تولد روحانی بهرام را نمایش میدهد. نوآوری اصلی پژوهش در ارائه خوانشی یکپارچه و حکمی–اشراقی از شب و غار است که آنها را مؤلفههای ساختاری در ساماندهی منطق سلوکی هفتپیکر میداند.
کلیدواژهها
موضوعات