سمیه آقابابائی
چکیده
بررسی تطبیقی متون امکان تحلیل نحوۀ بازنمایی و بازآفرینی مفاهیم در بسترهای زبانی و فرهنگی متنوع را فراهم میآورد. بیان مفاهیم عرفانی برای مخاطب نوجوان، در متون بازآفرینی و اقتباسی اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا مخاطب نوجوان نهتنها با زبان و سبک آثار عرفانی بیگانه است، بلکه درک مفاهیم انتزاعی نیازمند بازتعریف و بومیسازی معنایی در زبان ...
بیشتر
بررسی تطبیقی متون امکان تحلیل نحوۀ بازنمایی و بازآفرینی مفاهیم در بسترهای زبانی و فرهنگی متنوع را فراهم میآورد. بیان مفاهیم عرفانی برای مخاطب نوجوان، در متون بازآفرینی و اقتباسی اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا مخاطب نوجوان نهتنها با زبان و سبک آثار عرفانی بیگانه است، بلکه درک مفاهیم انتزاعی نیازمند بازتعریف و بومیسازی معنایی در زبان مقصد است. این مقاله با روش کیفی، به تحلیل سه نسخه از منطقالطیر عطار در سه زبان فارسی مزینانی، ترکی ظریفاوغلو و انگلیسی لومبارد میپردازد که با هدف انتقال مفاهیم عرفانی برای نسل جدید، بهویژه نوجوانان، تنظیم شدهاند. در این پژوهش به بررسی شباهتها و تفاوتهای ساختاری متن، عناصر زبانی و گونۀ زبانی، سبک نگارشی، تغییرات محتوایی، و رمزگانهای تصویری (رنگ، قلم، تصاویر)، پرداخته میشود. یافتهها نشان میدهد که هریک از نویسندگان با رویکردی خاص به بیان معنا پرداختهاند؛ نسخه فارسی با وفاداری به سبک سنتی متن مبدأ و حفظ بار ادبی، نسخه ترکی با سادهسازی زبانی و روایتمحوری برای نزدیکشدن به زبان نوجوان امروز، و نسخه انگلیسی با بهرهگیری از تغییرات محتوایی بسیار، مفاهیم عرفانی را برای مخاطبان نوجوان معاصر بیانکردهاند. عملکرد نسخۀ فارسی و ترکی در بسیاری از مؤلفههای محتوایی و زبانی یکسان است که این شباهت برآمده از بافت فرهنگی و مذهبی مشابه است. در هر سه متن بهسبب مخاطب نوجوان، انتقال مفاهیم عرفانی نهتنها از طریق ترجمه و بازآفرینی واژگانی، بلکه در پرتو نظامی نشانهای از عناصر زبانی و بصری شکلگرفته است.
مباحث تطبیقی
محمود افروز
چکیده
عرفان جایگاه ویژهای در ادبیات فارسی دارد. هدف از پژوهش حاضر، استخراج نتایج حاصل از تطبیق دو اثر از ادبیات جهان شامل داستانی از ادبیات فارسی و ادبیات فرانسه است. داستان اسکار و خانم رز به قلم اریک امانوئل اشمیت، و رسالهالطیّر به قلم محمد غزالی است. در این جستار تلاش شد وجوه اشتراک و افتراق این دو اثر بررسی شود. مطالعه حاضر از منابع ...
بیشتر
عرفان جایگاه ویژهای در ادبیات فارسی دارد. هدف از پژوهش حاضر، استخراج نتایج حاصل از تطبیق دو اثر از ادبیات جهان شامل داستانی از ادبیات فارسی و ادبیات فرانسه است. داستان اسکار و خانم رز به قلم اریک امانوئل اشمیت، و رسالهالطیّر به قلم محمد غزالی است. در این جستار تلاش شد وجوه اشتراک و افتراق این دو اثر بررسی شود. مطالعه حاضر از منابع کتابخانهای و از شیوۀ تحلیل محتوا بهره گرفته و بر مبنای مکتب ادبیات تطبیقی آمریکایی استوار است. در این مکتب بیشترین تأکید بر شواهد متنی و جنبههای زیباشناختی آثار مورد تطبیق است. چارچوب اصلی پژوهش الگوی هفت مرحلهای سلوک عطار است که در منطقالطّیر چنین نامگذاری شده است: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر و فنا. علیرغم وجود برخی تفاوتهای جزئی، یافتههای مقاله حاکی از تطبیق مراحل یادشده با مراحل سفر مرغان و سلوک اسکار است. یکی از دلایل اصلی بروز این تشابه را میتوان تعلّق هر دو اثر به حوزه ادبیات مذهبی و پرداختن آنها به مضمون مشترک «سفر عرفانی» دانست. شاخصههایی همچون کمالگرایی، حقیقتجویی و روح مشترک بشری در پیدایش چنین آثار عرفانی نفیس و تطبیقپذیر، نقش بیبدیلی دارند.
متون عرفانی و تحقیقات میان رشتهای و کاربردی
تینا عاشور؛ جواد امین خندقی
چکیده
معنای زندگی، مفهومی فلسفی است و ادبیات فصل مشترکی با فلسفه دارد و غایت آنها در ژرفا به هم میرسند که آن «وجود انسانی» است؛ واکاوی یک مفهوم فلسفی در اشعار عمر خیام شاعر بزرگ قرن پنجم ه.ق که ماهیّتی فلسفی دارند، به عنوان مورد مطالعاتی این پژوهش انتخاب شده است. این پژوهش به دنبال واکاوی تفسیر حِکمی مقولۀ معنای زندگی از دیدگاه ...
بیشتر
معنای زندگی، مفهومی فلسفی است و ادبیات فصل مشترکی با فلسفه دارد و غایت آنها در ژرفا به هم میرسند که آن «وجود انسانی» است؛ واکاوی یک مفهوم فلسفی در اشعار عمر خیام شاعر بزرگ قرن پنجم ه.ق که ماهیّتی فلسفی دارند، به عنوان مورد مطالعاتی این پژوهش انتخاب شده است. این پژوهش به دنبال واکاوی تفسیر حِکمی مقولۀ معنای زندگی از دیدگاه عمر خیام است و به دنبال پاسخی برای این پرسشها است که معنای زندگی از نظر حکیمی چون خیام چیست؟ و زندگی معنادار از نظر خیام واجد چه ویژگیهایی است؟ ماهیّت این پژوهش کاربردی است. روش انجام این تحقیق تحلیلی-توصیفی است و گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانهای است و شیوۀ تجزیه و تحلیل دادهها کیفی و با رویکرد حِکمی-عرفانی است. مورد مطالعاتی این پژوهش رباعیّات خیام است. برای انتخاب این اثر بزرگ از روش گزینشی غیر تصادفی و هدفمند استفاده شده است. این پژوهش نشان میدهد معنای زندگی از نظر خیام ذیل رویکرد طبیعیتگراییِ ذهنگرا (شخص گرا) قرار میگیرد که آبشخور اصلی دیدگاه جعل معنا به شمار میآید. از نظر خیام این خود انسان است که میتواند با توجه به فضای ذهنیاش به زندگی معنا ببخشد و در ده مؤلفۀ اصلی که با معنای زندگی مرتبط هستند راهکارهایی برای معنادادن به زندگی ارائه میدهد.
متون عرفانی و تحقیقات میان رشتهای و کاربردی
مینا بهنام
چکیده
این پژوهش به بازخوانی هفت روایت موجود از ملاقات شمس و مولانا می پردازد و گفتمانهای موجود در این روایات را مورد کاوش قرار می دهد. پرسش محوری این است که آیا گفتمان حاکم بر فضای متن در خدمت حفظ روابط قدرت ایدئولوژیک در لایههای ساختار اجتماعی صورتبندی شده یا در جهت تضعیف و دگرگونی آن حرکت نموده است. نگارنده به روش کمی- کیفی در سه سطح ...
بیشتر
این پژوهش به بازخوانی هفت روایت موجود از ملاقات شمس و مولانا می پردازد و گفتمانهای موجود در این روایات را مورد کاوش قرار می دهد. پرسش محوری این است که آیا گفتمان حاکم بر فضای متن در خدمت حفظ روابط قدرت ایدئولوژیک در لایههای ساختار اجتماعی صورتبندی شده یا در جهت تضعیف و دگرگونی آن حرکت نموده است. نگارنده به روش کمی- کیفی در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، نخست ساختار و ویژگیهای زبانی متن را با استفاده از دستور نقش گرای هلیدی بررسی کرده، سپس به تحلیل گفتمانهایی که در تولید و مصرف متن مفصل بندی شده اند پرداخته و در پایان به تحلیل بافت اجتماعی گسترده تر بر اساس مبانی روش شناسی فرکلاف رسیده است. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که هر یک از این روایات با بازنمایی تحولات ناشی از هژمونی گفتمان عرفان بر اساس میزان نزدیکی و دوری نویسندگان آن به محل وقوع ملاقات تغییراتی در نظم گفتمانی حاکم بر متن ایجاد کرده اند. همچنین میزان تعاملات عرفانی و علمی ایشان با اهداف و اغراض نقل روایت در اثر خود مرتبط است. در این میان، مهمترین مؤلفهای که در گفتمان تمامی این متون برجستهسازی شده و دیگر مؤلفهها به حول آن مفصلبندی شده، ترک علوم قشری و ظاهری است که در هر شکل و در هر سطحی می تواند گمراه کننده باشد.
متون نظم و نثر عرفانی
صبا حبیب زاده نسامی؛ فرزاد بالو؛ سیاوش حق جو
چکیده
ابلیس بازتابهای مختلفی در شعر و نثر کلاسیک ادبیات فارسی وجود داشته است: بعضی با نگاهی منفی و سلبی به این داستان نگریستند که با ظاهر آموزههای قرآنی هم سو است و در مقابل عدهای با نگاهی ایجابی ابلیس را قهرمانی مقهور در بازی سرنوشت پنداشتند که رویکردی مخالف قران و عرف جامعهی کلاسیک بود و رد پای اندیشههای اشعری را میتوان در این رویکرد ...
بیشتر
ابلیس بازتابهای مختلفی در شعر و نثر کلاسیک ادبیات فارسی وجود داشته است: بعضی با نگاهی منفی و سلبی به این داستان نگریستند که با ظاهر آموزههای قرآنی هم سو است و در مقابل عدهای با نگاهی ایجابی ابلیس را قهرمانی مقهور در بازی سرنوشت پنداشتند که رویکردی مخالف قران و عرف جامعهی کلاسیک بود و رد پای اندیشههای اشعری را میتوان در این رویکرد مشاهده کرد.در مقابل،گروهی در مواجهه با موضوع ابلیس در ظاهر رویکرد روشنی نگرفتند.در غالب پژوهش ها، عطار را در این گروه جای داده اند. اما در این پژوهش بر آنیم که به گواهی آثار، عطار در وجه غالب ابیاتش همچون حلاج و عین القضات در مقام دفاع از ابلیس بر آمده است. در آن دست از ابیات عطارکه با تفسیر متعارف قرآنی همخوان است نیز رد پای دفاع دیده می شود. با ذکر این توضیح که عطار در اینگونه ابیات تنها نقش روایتگری داشته است. در آثار منظوم عطار، روایتی از ابلیس مشاهده می شود که می توان بر اساس تراژدی ارسطویی تحلیل شود. این بررسی با روشی توصیفی-تحلیلی، شامل تحلیل عمیق عناصر اصلی تراژدی و چگونگی تجلی آن در داستان و شخصیت ابلیس است.عطار در آثار خویش سلسله وقایعی را بیان نموده است که در آن ابلیس بعنوان شخصیتی چند وجهی، دارای نقشی مرکزی بوده و با کنشها و انتخابهایش، وقایعی را موجب می شود که در نهایت در مقام قهرمان با برانگیختن احساس ترحم و همزاد پنداری، وموجب تزکیه و پالایش روحی در مخاطب می شود
متون عرفانی و تحقیقات میان رشتهای و کاربردی
سیدمرتضی سجادی نژاد؛ علی رضا فولادی
چکیده
با وجود پژوهشهای گسترده دربارۀ خاقانی، بعد کارکردی تصوف او کمتر از منظر فلسفۀ عملگرایی مورد مطالعه قرار گرفته است. مقالۀ حاضر با هدف بازخوانی تصوف خاقانی به مثابۀ تجربهای زیسته و آزمونپذیر در پرتو معیارهای پراگماتیستی سامان یافته است. مسئلۀ اصلی این مقاله بررسی همانندی میان تحقق تجربی آموزههای صوفیانه در دستگاه تصوف خاقانی ...
بیشتر
با وجود پژوهشهای گسترده دربارۀ خاقانی، بعد کارکردی تصوف او کمتر از منظر فلسفۀ عملگرایی مورد مطالعه قرار گرفته است. مقالۀ حاضر با هدف بازخوانی تصوف خاقانی به مثابۀ تجربهای زیسته و آزمونپذیر در پرتو معیارهای پراگماتیستی سامان یافته است. مسئلۀ اصلی این مقاله بررسی همانندی میان تحقق تجربی آموزههای صوفیانه در دستگاه تصوف خاقانی و صدق عملی باور در فلسفۀ پراگماتیسم ویلیام جیمز است. روش پژوهش، تحلیل کیفی-تطبیقی است. دادهها از آثار منظوم و منثور خاقانی و گزارشهای تاریخی تذکرهها استخراج و بر اساس سه سطح مفهومی «نتیجه»، «فایده» و «ساحت تحقق» تحلیل شدهاند. یافتهها یادآوری میکنند که آموزههای صوفیانۀ خاقانی، همچون خلوت، عزلت، عشق، فقر و فنا، واجد کارکردهای تجربیاند و تا آنجا که در زیست روانی، اخلاقی و اجتماعی انسان اثر داشته باشند، از نظر او صادقاند. تصوف وی، همانند دستگاه فلسفی جیمز، حقیقت را نه در ماهیتهای ثابت، بلکه در قدرت عمل، یعنی نتیجه و فایدۀ زیستی ایمان میجوید. بر این پایه، تصوف خاقانی، نظامی از «صدق عملی باور» را پدید میآورد که در آن، معنی، تنها در بستر تجربه و زیست انسانی تحقق میپذیرد.
نقد ادبی و متون عرفانی
فائقه عبدالهیان بلوچی
چکیده
اصطلاح «قلب زمین» که در نظریۀ جغرافیای سیاسی هالفورد ج. مکیندر برای تبیین اهمیت راهبردی مناطق مرکزی اوراسیا بهویژه ایران بهکاررفته، پیش از او در شعر فارسی و در مثنوی هفتپیکر نظامی گنجوی بازتاب یافته است: «همه عالم تن است و ایران، دل/ نیست گوینده زین قیاس، خجل/ چونکه ایران دل زمین باشد/ دل ز تن به بود، یقین باشد/ زان ولایت ...
بیشتر
اصطلاح «قلب زمین» که در نظریۀ جغرافیای سیاسی هالفورد ج. مکیندر برای تبیین اهمیت راهبردی مناطق مرکزی اوراسیا بهویژه ایران بهکاررفته، پیش از او در شعر فارسی و در مثنوی هفتپیکر نظامی گنجوی بازتاب یافته است: «همه عالم تن است و ایران، دل/ نیست گوینده زین قیاس، خجل/ چونکه ایران دل زمین باشد/ دل ز تن به بود، یقین باشد/ زان ولایت که مهتران دارند، بهترین جای، بهتران دارند». این پژوهش با تحلیل متنکاوانه نشان میدهد که سلوک عارفانه در هفت پیکر نظامی گنجوی بنیانی جغرافیایی دارد؛ یعنی در ساختار هفت پیکر سه مکان نقش محوری دارند؛ عاملی که تاکنون در شرح و تفسیرها بر هفت پیکر نظامی گنجوی مغفول مانده است: 1. سرزمین ایران، سرزمینی که جایگاه «بهتران» است؛ 2. هفتگنبد که به محلی برای عبادت و پرستش خداوند تبدیل میشوند و 3. غار که محل اتصال و بازگشت شخصیت اصلی = فرمانروا (بهرام گور)، به عالم معنا و دستیافتن به بهشت در انتهای هفتپیکر است. سلوک عرفانی در هفت پیکر نظامی از آن فرمانرواست . فرمانروا هر چقدر برای قرار گرفتن در بهترین جای (قلب زمین) بدون تلاشگری به مقصود رسیده، در جریان سلوک عرفانی بهویژه در دو مکان دیگر، هفت گنبد و غار، تلاش نموده است. بهرام گور در هفت پیکر با موفقیت این سلوک عرفانی _ جغرافیایی را طی می نماید و پس از آن، جغرافیای قدرت و جغرافیای معنا و وصال را توأمان به دست میآورد و به انتخاب خود، از جغرافیای قدرت به نفع جغرافیای وصال (رهسپاری به غار و بهشت) کنارهگیری میکند.
نقد ادبی و متون عرفانی
عطاءال کریم؛ غلامرضا مستعلی پارسا
چکیده
مقایسه تطبیقی جبر در اندیشه اسپینوزا و اقبال، به ویژه در پرتو آموزههای قرآنی، از مباحث عمیق و چالشبرانگیز در فلسفه و کلام است. این مقاله به بررسی نظرات متضاد درباره آزادی، جبرگرایی و عاملیت انسانی در فلسفههای باروخ اسپینوزا و محمد اقبال میپردازد. در حالی که اسپینوزا جبرگرایی عقلانی متکی بر یکانگاری متافیزیکی را ارائه میکند، ...
بیشتر
مقایسه تطبیقی جبر در اندیشه اسپینوزا و اقبال، به ویژه در پرتو آموزههای قرآنی، از مباحث عمیق و چالشبرانگیز در فلسفه و کلام است. این مقاله به بررسی نظرات متضاد درباره آزادی، جبرگرایی و عاملیت انسانی در فلسفههای باروخ اسپینوزا و محمد اقبال میپردازد. در حالی که اسپینوزا جبرگرایی عقلانی متکی بر یکانگاری متافیزیکی را ارائه میکند، اقبال با اتکا به اندیشه اسلامی، بهویژه قرآن، دیدگاهی پویا از خودمختاری اخلاقی و هویت معنوی را عرضه میدهد. این پژوهش تضادهای بنیادین بین این دو جهانبینی را از منظر پیشفرضهای متافیزیکی، پیامدهای کلامی و پیامدهای انسانشناختی شناسایی میکند. تحلیل نشان میدهد که چگونه خداگرایی قرآنی اقبال، با تأکید بر واقعی و تحولآفرین بودن آزادی انسان، بر جبرگرایی عقلانی اسپینوزا نقد وارد میکند و از آن فراتر میرود. اسپینوزا آزادی را در تسلیم عقلانی به ضرورت تعریف میکند، اقبال آن را قدرت فعّال برای انتخاب، آفرینش و تکامل در همراهی اخلاقی با خدا میداند. این تفاوت فلسفی نشاندهنده تضادی متافیزیکی عمیق است و همچنین به برداشتهای بنیاداً متفاوتی از معنای انسان بودن اشاره دارد.
متون عرفانی و تحقیقات میان رشتهای و کاربردی
سید حسین مصطفوی؛ احمد خاتمی؛ مریم ابوالقاسمی
چکیده
پس از تبیین ماهیت و ارکان اسلام و ایمان و مسایلی چون معرفت و زیادت و نقصان در ایمان و بررسی رابطۀ اسلام با ایمان، این مباحث را با روش توصیفی - تحلیلی در رسالة الاعتقاد ابنخفیف، قوتالقلوب مکی و شرح التعرف مستملی بخاری بررسی نمودیم. هر سه نویسنده، اسلام را مغایر با ایمان و ایمان را باطن اسلام معرفی نمودهاند. این مطلب شاید ریشه در این ...
بیشتر
پس از تبیین ماهیت و ارکان اسلام و ایمان و مسایلی چون معرفت و زیادت و نقصان در ایمان و بررسی رابطۀ اسلام با ایمان، این مباحث را با روش توصیفی - تحلیلی در رسالة الاعتقاد ابنخفیف، قوتالقلوب مکی و شرح التعرف مستملی بخاری بررسی نمودیم. هر سه نویسنده، اسلام را مغایر با ایمان و ایمان را باطن اسلام معرفی نمودهاند. این مطلب شاید ریشه در این اعتقاد صوفیه داشته باشد که دین و مذهب را متشکل از شریعت و طریقت و حقیقت میدانند که شریعت جنبۀ ظاهر و پوستۀ آن و طریقت سیر و سلوک باطنی و حقیقت، نتیجه و ثمرۀ آن است. بنابراین، دیدگاه عرفا نسبت به مسألۀ ایمان با متکلمان و فقهایی که ایمان را صرف ادای شهادتین یا انجام فرایض میدانند، سازگاری ندارد؛ بلکه عرفا و صوفیه، ایمان را همان جنبۀ یقینی دانستهاند که از انجام فرایض دینی و طاعات و عبادات و دوری از محرمات در درون شخص ایجاد میشود و در نهایت به مقام مشاهدت و احسان ختم میشود. اعتقادات کلامی نویسندگان مورد بحث، سازوار با معتقدات اهل حدیث و برخی از اشاعره است و در پارهای موارد نیز با نظر ابوحنیفه و ماتریدیه و یا برخی از علمای امامیه هماهنگی دارد.
متون عرفانی و تحقیقات میان رشتهای و کاربردی
فردین نجف زاده؛ داود اسپرهم
چکیده
تشبیه و تنزیه خدا، موضوعی بنیادین در خداشناسی و معرفتشناسی کلامی - عرفانی است. زیرا فهم صحیح توحید بدون درک آن ممکن نیست. این اهمیت بنیادین، منجر به شکلگیری بحث و جدالهای فراوان در طول تاریخ اندیشۀ اسلامی و شکلگیری فرقههای گوناگون شده است. از این رو، در این پژوهش در پی آن بودهایم که چه رویکردهایی دربارۀ تنزیه و تشبیه در الهیات ...
بیشتر
تشبیه و تنزیه خدا، موضوعی بنیادین در خداشناسی و معرفتشناسی کلامی - عرفانی است. زیرا فهم صحیح توحید بدون درک آن ممکن نیست. این اهمیت بنیادین، منجر به شکلگیری بحث و جدالهای فراوان در طول تاریخ اندیشۀ اسلامی و شکلگیری فرقههای گوناگون شده است. از این رو، در این پژوهش در پی آن بودهایم که چه رویکردهایی دربارۀ تنزیه و تشبیه در الهیات اسلامی و معرفتشناسی کلامی - عرفانی وجود داشتهاند. با بررسی منابع مهم کلامی و عرفانی، چهار رویکرد برجسته را در مواجهه با مسئلۀ تشبیه و تنزیه خدا استخراج کردهایم: 1- رویکرد تشبیهی 2- رویکرد تنزیهی 3- رویکرد حد وسط تنزیه و تشبیه 4- رویکرد جمع تنزیه و تشبیه. همچنین با هدف درک و تبیین دقیقترِ این رویکردها، روابط ذات و صفات الهی را نیز واکاوی کردهایم. برایناساس، اهل تشبیه به رابطۀ «غیریت» و «زیادت»، اهل تنزیه به رابطۀ «عینیت» و «نیابت»، اشاعره به رابطۀ «قائمیت» (صفات نه عین ذات و نه غیر ذات) و عارفان به «جمع عینیت و غیریت» قائل شدهاند. بدین صورت که رابطۀ ذات و صفات الهی از دیدگاه عارفان، بر مبنای «عینیت وجودی و غیریت مفهومی» است. نگاه عارفان به تنزیه و تشبیه، قابلیت انطباق بیشتری با آیات و روایات و بهطورکلی متون مقدس ادیان دارد و آنان تبیین جامعتر و روشنتری نسبت به این موضوع داشتهاند. ضمن اینکه این نگاه جامع، امکان تبیین روایات بهظاهر متناقض را بهخوبی فراهم کرده است.