نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و زبان های خارجی دانشگاه کاشان ایران

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبانهای خارجی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

10.22054/msil.2026.89245.1214

چکیده

با وجود پژوهش‌های گسترده دربارۀ خاقانی، بعد کارکردی تصوف او کمتر از منظر فلسفۀ عمل‌گرایی مورد مطالعه قرار گرفته است. مقالۀ حاضر با هدف بازخوانی تصوف خاقانی به ‌مثابۀ تجربه‌ای زیسته و آزمون‌پذیر در پرتو معیارهای پراگماتیستی سامان یافته است. مسئلۀ اصلی این مقاله بررسی همانندی میان تحقق تجربی آموزه‌های صوفیانه در دستگاه تصوف خاقانی و صدق عملی باور در فلسفۀ پراگماتیسم ویلیام جیمز است. روش پژوهش، تحلیل کیفی-تطبیقی است. داده‌ها از آثار منظوم و منثور خاقانی و گزارش‌های تاریخی تذکره‌ها استخراج و بر اساس سه سطح مفهومی «نتیجه»، «فایده» و «ساحت تحقق» تحلیل شده‌اند. یافته‌ها یادآوری می‎کنند که آموزه‌های صوفیانۀ خاقانی، همچون خلوت، عزلت، عشق، فقر و فنا، واجد کارکردهای تجربی‌اند و تا آن‌جا که در زیست روانی، اخلاقی و اجتماعی انسان اثر داشته باشند، از نظر او صادق‌اند. تصوف وی، همانند دستگاه فلسفی جیمز، حقیقت را نه در ماهیت‌های ثابت، بلکه در قدرت عمل، یعنی نتیجه و فایدۀ زیستی ایمان می‌جوید. بر این پایه، تصوف خاقانی، نظامی از «صدق عملی باور» را پدید می‌آورد که در آن، معنی، تنها در بستر تجربه و زیست انسانی تحقق می‌پذیرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات