دوره و شماره: دوره 1، شماره 1، اردیبهشت 1401، صفحه 1-316 ((بهار و تابستان 1401)) 

بررسی کهن الگوی مانا و عقیدۀ جاندارپنداری در حکایتهای تذکره الاولیاء بر مبنای آرای یونگ

صفحه 11-36

https://doi.org/10.22054/msil.2022.64483.1019

علیرضا اسدی، فاطمه چراغی زادگان

چکیده کارل گوستاو یونگ روانکاو برجستۀ سوئیسی و بنیانگذار نظریۀ ناخودآگاه جمعی و نقد کهن‌الگویی در آثار خویش که مبتنی بر تحقیقات گسترده در اساطیر، آیین‌ها و ادبیات اقوام و ملل بدوی و کهن است، کهن‌الگوها و سمبول‌های فراوانی را معرفی و تحلیل می‌کند که به عقیدۀ او همگی بازتابنده و فرافکنندۀ روان و ناخودآگاه جمعی نوع بشر در تاریخ تکامل خود است. طبیعی است که ردپای این کهن‌الگوها در بسیاری از باورهای عرفانی، مذهبی و غیرمذهبی ملل گوناگون -از جملۀ عرفان اسلامی- تا امروز نیز دیده می‌شود. در این پژوهش که برگرفته از پایان‌نامه‌ای با موضوع سمبول‌شناسی حکایت‌های تذکرة‌الاولیاء برمبنای آرای یونگ است با روش تحلیلی- تطبیقی به بررسی و تحلیل کهن الگوی جاندارپنداری یا مانا در آثار یونگ و جست‌وجوی شواهد آن در کتاب تذکرةالاولیاء عطار پرداخته‌ایم. در این پژوهش کهن‌الگوی مانا و عقیدۀ جاندارپنداری در حیوانات، گیاهان و برخی عناصر طبیعی و اشیاء بی‌جان در نظریات یونگ و حکایات تذکرة‌الاولیاء بررسی شد. نتیجۀ تحقیق بیانگر وجود این کهن‌الگو در متن عرفانی اشاره شده و تطابق شواهد آن با تفاسیر یونگ است. 

تصحیحِ چند تصحیف در مقاماتِ ژنده‌پیل

صفحه 37-57

https://doi.org/10.22054/msil.2022.57925.1010

میلاد بیگدلو

چکیده کتاب‌ مقامات ژنده‌پیل، نوشتۀ سدیدالدین محمد غزنوی دربارۀ کرامات شیخ احمد نامقی از نوشته‌های ارج‌مند و پربار از دید زبانی است که نخست بار در سال ۱۳۴۰ به کوشش حشمت مؤید به چاپ رسید. این مقامات آینه‌ای است از طرز اندیشه و اعتقادات عوامانۀ گروهی از مردم آن روزگار و عادات ایشان. از نگر زبانی نیز می‌توان گفت که این مقامات از کتاب‌های برجستۀ مقامات‌نویسی و آگنده از اصطلاحات و واژگان گونه‌ای و عامیانه و گفتاری در زمینۀ تصوف و همچنین زندگانی روزمرۀ مردمان آن روزگار و به‌ویژه آن ناحیۀ مکانی (ترشیز و توسعاً خراسان بزرگ) است. در تصحیح و روشن‌گری‌های زبانی نوشته‌شدۀ مصحح لغزش‌هایی به چشم می‌خورد. هدف این نوشته این بود که با یاری‌گرفتن از نمونه‌های یافته از دیگر کتاب‌های ادب دری و یادکرد آن‌ها، این لغزش‌ها یافته و ریخت درست آن‌ها در میان نهاده شود.

بررسی تطبیقی مفاهیم مرتبط با زندگی و مرگ در صحیفه سجادیه و مثنوی مولانا از منظر شناختی

صفحه 59-81

https://doi.org/10.22054/msil.2022.58646.1015

سمیه تصدیقی

چکیده نظریۀ استعاره‌های شناختی یا مفهومی اولین بار توسط لیکاف و جانسون مطرح شد. طبق نظر ایشان، استعاره‌ دیگر تنها عنصری بلاغی و مختص زبان شعر نبود، بلکه ایشان معتقد بودند که زیربنای تفکر انسان، استعاری است. ابتدا استعاره‌های شناختی در زبان روزمره بررسی شد، اما با توجه به انتزاعی بودن عرفان، آرام آرام جای خود را در مطالعات عرفانی باز کرد. صحیفۀ سجادیه کتاب ارزشمند امام چهارم شیعیان از جمله کتب دعایی محسوب می‌شود که امام در قالب دعا، بسیاری از مفاهیم عرفانی را بیان کرده‌اند. همچنین، مثنوی مهم‌ترین کتاب منظوم عرفانی ادبیات فارسی، جایگاه ویژه‌ای در ادبیات عرفانی این مرز و بوم دارد. این پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی به دنبال بررسی تعالیم دینی و عرفانی درباره مفاهیم مرتبط با زندگی و مرگ از دیدگاه شناختی در این دو اثر است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که زندگی و مرگ چیزی جدای از انسان و موجودیت او نیستند. نوع حرکت و صیرورت انسان در مسیر زندگی و نوع انتخابش در مواجه با موانع مسیر عبودیت و عاشقی، او را هم‌سنخ دو مقصد متفاوت خواهد کرد و در نهایت هنگام مرگ انسان با موجودی که خود ساخته مواجه خواهد شد.

تحقیقی در شناسایی منابع و مآخذ بحرالمعانی

صفحه 84-106

https://doi.org/10.22054/msil.2022.57251.1011

سمیه جبارپور

چکیده «بحرالمعانی» مجموعه‌ای از نامه‌های عرفانی صوفی طریقة چشتیه، سیدمحمدبن نصیرالدین جعفرمکی حسینی (732-824 هـ. ق) است که نخستین بار به تصحیح و تحقیق محمد سرورمولایی از سوی انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی (گروه دانشنامة زبان و ادب فارسی در شبه قاره) در سال 1397 منتشر شده است. این کتاب در تذکره‌ها و تحقیقات معاصرین به عنوان اثر عرفانی بسیار مهم و با ارزش معرفی شده و در بزرگداشت مؤلف آن، مبالغه‌های بسیار کرده‌اند. این در حالی است که مطالعة متن کتاب، مغایر چیزی است که این منابع می‌گویند. مؤلف کتاب، مدعی تجارب و آموزه‌های عرفانی ناب و مهمی است که سعی کرده تا آن‌ها را حتی‌المقدور به مخاطب نامه‌هایش منتقل کند. حال آنکه ما ردپای آن مطالب مهم عرفانی را در منابع دیگری یافتیم که بالطبع متعلق به دیگری است. در نوشتار حاضر کوشیده‌ایم تا به شیوة نقد درون‌متنی با معرفی منابع عرفانی مهمی که از مأخذ پایه و اساسی در نگارش مکتوبات «بحرالمعانی» است و مؤلف با وجود نقل مستقیم مطالب آن‌ها در کتابش، هیچ اشاره‌ای به این منابع و صاحبان آن‌ها نکرده است؛ میزان وثاقت ادعاهای صاحب اثر را که به جد عقیده دارد مکتوبات وی از ژرفای عمیق معرفتی برخوردار است و نیز جایگاه عرفانی کتاب را ارزیابی کنیم.

مقایسۀ مثنوی طاقدیس ملا احمد نراقی با مثنوی مولوی از منظر فرم و محتوا

صفحه 107-141

https://doi.org/10.22054/msil.2022.57373.1002

مرتضی خوش نیت، شهروز جمالی

چکیده این مقاله با عنوان «مقایسۀ مثنوی طاقدیس ملا احمد نراقی با مثنوی معنوی مولوی» به بررسی و تحلیل مقامات و احوال عرفانی، اخلاقی و کلامی از منظر فرم و محتوای مشترک درمثنوی طاقدیس و مثنوی معنوی می‌پردازد. در این پژوهش حکایات، مضامین، افکار و دیدگاه‌های مشترک دو اثر استخراج شده و سپس تحلیل شده‌اند. در اکثر مضامین، مقامات و احوال عرفانی و محتوایی مشترک در دو مثنوی دیده می‌شود. در ارائۀ باورها و آیات، احادیث و روایاتی که در دو اثر به‌کار گرفته شده است -با وجود اشتراک- در پاره‌ای موارد، اختلاف‌نظر وجود دارد. در مثنوی طاقدیس با وجود الهام از مثنوی مولوی داستان‌های تمثیلی وجود دارد که چنین داستان هایی در مثنوی معنوی نیست. کلام ملا احمد نراقی برگرفته از اصول و فروع اساسی عرفان تشیع است که با عرفان عملی و سلوک توأم است و به صورت شفاف در چارچوب اصول شریعت و ممتنع به لحاظ سیر و سلوک سالک در راه طریقت بیان شده است. هر چند کلام در مثنوی طاقدیس، استواری و چیـره دستی مثنوی معنوی را ندارد، اما در بین منظومه‌های شیعی در قالب شعـر و در زبان و ادبیات فارسی، جایگاهی رفیع دارد و دور از هرگونه جانبداری از فرقه یا اندیشۀ خرافی کاذب است. در مثنوی طاقدیس و مثنوی معنوی، اکثر مضامین عرفانی مشترک است و در مواردی هم اختلاف وجود دارد که گاهی اختلافات برجسته به نظر می‌رسد.

«معاملات» در تصوّف و دیدگاه‌های متصوّفه دربارۀ آن

صفحه 143-162

https://doi.org/10.22054/msil.2022.58040.1013

سجاد رجایی، حمیدرضا خوارزمی، سید امیر جهادی حسینی

چکیده معاملات یکی از اصطلاحات رایج بین صوفیان است و این اصطلاح آداب و اعمالی را دربر می‌گیرد که آنان در طی سلوک انجام می‌دهند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که معاملات در چه مفاهیمی به‌کار رفته و دلیل تفاوت نگاه صوفیه به این اصطلاح چه بوده است؟ بنابراین با مطالعه کتاب‌هایی که در زمینة اشاعة عقاید صوفیه و تربیت سالکان تألیف شده با سندکاوی و فیش‌برداری به تدوین پژوهش پیش رو اقدام و مشخص شد که معنای واژۀ معاملات و مفرد آن که به دو صورت معامله و معاملت به‌کار رفته در نزد صوفیه با توجه به موضوع متن، متفاوت بوده و به معنای اعمال، عبادات، آداب و رسوم و غیره استفاده شده است و تقسیم‌بندی اعمال درنزد هر یک از نویسندگان شباهت‌ها و تفاوت‌هایی دارد. در این پژوهش، ضمن تجزیه و تحلیل کیفی با استفاده از روش‌های توصیفی و مقایسه‌ای، مطالب تجزیه و تحلیل شده است. نتیجۀ حاصل از این پژوهش این است در نگاه نظریه‌پردازان و نویسندگان عرفانی، راجع به معاملات اشتراک نظری وجود ندارد و این اختلاف نظر را می‌توان به سلیقه‌ای بودن این بحث و نداشتن منبعی موثق در قرآن و حدیث نسبت داد که هر یک از بزرگان صوفیه برای تربیت مریدان از یک نوع شیوۀ خاص مطابق با حال و وقت خویش استفاده کرده‌اند.

معرفی چند تن از عارفان شطح گوی هندی بر اساس حسنات العارفین داراشکوه

صفحه 163-185

https://doi.org/10.22054/msil.2022.59185.1016

الهام روستایی راد، مریم حسینی

چکیده تاریخ عرفان و تصوف نیز همچون دیگر تواریخ، ناگفته‌های بسیار دارد که تاکنون برملا نشده اند. شرح احوال و آثار عارفان بسیاری در کتاب‌های تذکرۀ اولیا، و طبقات صوفیه ثبت شده و قابل دسترسی است، اما دستیابی به آراء و افکار عارفان گمنام که شاید با داشتن مقام و جایگاه ویژه در روزگار خود می‌زیستند، نیازی است مُبرم که باید در جست‌وجوی آن به تذکره ها و متون کهن رجوع کرد. با توجه به دوران مهم اختلاط فرهنگی، سیاسی و ادبی دو کشور ایران و هند، و رفت و آمد صوفیان، شاعران و هنرمندان میان دو کشور، بخش قابل توجهی از سرمایه‌های فرهنگی به زبان فارسی در برخی آثار هندوان موجود است که شایسته توجه و تحقیق است. این پژوهش براساس کتاب حسنات العارفین داراشکوه شاهزاده هندی (م. 1069) به معرفی چند تن از عارفان نامدار که سخنان شطح‌آمیزی از آنان نقل شده می‌پردازد. عارفانی چون؛ خواجه علی رامیتنی، شیخ کبیر، شیخ حسین دهدهه، شیخ شرف‌الدین پانی پتهی، شیخ فرید شکرگنج که دارای شطحیات و یا کلامی عالی بودند

گونه‌شناسی در مطالعات عرفانی

صفحه 187-203

https://doi.org/10.22054/msil.2022.58193.1014

سید مهدی زرقانی

چکیده رویکرد ژانری چیست و چگونه می‌توان از این رویکرد در مطالعات عرفانی بهره برد؟ این‌ها پرسش‌های اصلی مقاله حاضر است. در ابتدا به تعریف ژانر/گونه می‌پردازیم و ضمن بررسی انتقادی تعاریف ارایه شده، تعریفی تلفیقی ارائه می‌دهیم که بیشترین تناسب را با نوشتارهای فارسی داشته باشد. در گام بعدی به این پرسش پاسخ می‌دهیم که گونه‌شناسی چیست و گونه‌شناس کیست؟ الزامات گونه‌شناسی و اینکه در این رویکرد چگونه می‌توان از دانش‌های ادبی متعدد و متنوع استفاده کرد و نیز تفاوت گونه‌شناسی با دیگر رویکردهای ادبی محور مباحث ما را در این بخش تشکیل می‌دهند. نهایتاً این مقاله بر آن است تا نشان دهد گونه‌شناسی نوشتارها و از جمله نوشتارهای عرفانی ضمن اینکه وجوه تشابهی با دیگر رویکردهای ادبی دارد، می‌تواند به مثابه شاخه‌ای مستقل از مطالعات ادبی به شمار آید. روش تحقیق مقاله کتابخانه‌ای و فن مورد استفاده توصیفی- تحلیلی است.

نیستی‌شناسیِ تطبیقی بررسی مقایسه ایِ مفهومِ "عدم" در آیین بودا واندیشه های مولانا

صفحه 205-225

https://doi.org/10.22054/msil.2022.64316.1018

سید عبدالحمید ضیایی

چکیده مطالعات مقایسه‌ای عرفان، گام نهادن در راهی پر مخاطره و دشوار است. ناهماهنگی افق‌های معنایی چه از حیث زمان و چه از حیث اقلیم بر صعوبت این امر می‌افزاید. سخن گفتن از شباهت دو پدیدۀ نامعاصر و نامتقارن، که در دو ساختار کمابیش متفاوت شکل گرفته اند، همیشه به حصول نتیجه‌ای قریب به قطع و یقین منجر نخواهد شد. عدم یا نیستی به مفهوم عرفانی آن، یکی از وجوه مشابه عرفان اسلامی و آیین بودا است. تأکید و تمرکز بسیاری که عارفان هر دو نحله بر این مفهوم به مثابه غایت سلوک داشته‌اند، مؤید این مدعاست. در این مقاله ابتدا معانی و مبانی فلسفی عدم و تفاوت‌های آن با مفهوم عرفانی این اصطلاح تشریح شده، سپس به تببین مبادی عرفانی عدم با تمرکز بر اندیشه‌های جلال الدین محمد بلخی (مولانا) و سیذارتا گوتاما (بودا) پرداخته شده است. بررسی وجوه مشترک و نیز تفاوت‌های عمدۀ عرفان بودایی با عرفان اسلامی دربارۀ دو مفهوم نیروانا و فناء از دیگر محورهای این مقاله است که با روشی تحلیلی- توصیفی و با بهره‌گیری از تحلیل محتوا و متون اولیه و اصلی پژوهش تبیین شده است. 

مطالعۀ تطبیقی هفت مرحلۀ سلوک در گلشن راز محمود شبستری و منطق‌الطیر عطار نیشابوری

صفحه 227-256

https://doi.org/10.22054/msil.2022.57542.1003

حسین طاهری

چکیده فریدالدین عطار یکی از عرفای تأثیرگذار عرفان خراسان است، نفوذ و مقبولیت او در بین متصوفه تا به‌حدی است که حتی عرفای مکتب بغداد نیز بر آرای او نظر داشته‌اند؛ یکی از نمایندگان عرفان نظری، شیخ محمود شبستری است که از یک‌سو متأثر از ابن عربی و از دیگر سو وامدار عطار است. شبستری در قسمتی از اثر گران‌سنگش؛ یعنی منظومۀ گلشن راز آرای سلوکی خود را در هفت ‌مقام تنظیم کرده است؛ هر مقام به اسم یکی از انبیای الهی است که در صفتی برجسته بوده‌اند و آن صفت، ضروری نیل به مقام وحدت و کمال معنوی است. از مقام توبه که ویژۀ آدم (ع) است تا مقام محمد(ص) که مقام وحدت است، یادآور وادی طلب تا وادی فقر و فنای عطار در منطق‌الطیر است. هر دو تئوری هفت مرحله دارد، هر دو به فقر و فنا منتهی می‌شود و هر دو مورد توجه نظریه‌پردازان پس از خود قرار گرفته است. با توجه به وجود چنین ظرفیتی بین دو شاهکار عرفانی، تأکید این نوشته بر تشابهات فکری و زبانی منطق‌الطیر و گلشن راز در ارائۀ تئوری سلوک است تا رویکرد جدیدی در بازیابی بنیان‌های عرفان مشترک بین عطار و شبستری پیشنهاد کند؛ تلفیقی از عرفان فلسفی وحدت وجودی ابن عربی و عرفان وحدت شهودی مکتب خراسان.

مبانی رواداری مذهبی مولانا با اقلیّتهای دینی

صفحه 258-286

https://doi.org/10.22054/msil.2022.65914.1030

قدرت الله طاهری

چکیده  اصل رواداری مذهبی با پیروان ادیان مختلف، امروزه با توجه به مهاجرت‌های گسترده و شکل گیری جوامع چندفرهنگی، یکی از موضوعات مهم در میان اندیشمندان غربی است. آن‌ها به مبانی سیاسی، معرفتی، اخلاقی و حقوقی رواداری مذهبی؛ از جمله تأیید اصل «برابری ادیان» و لزوم رعایت اخلاق انسانی و حفظ و صیانت از حقوق مدنی پیروان همۀ ادیان موجود، توجه می‌کنند. طرح این موضوع برای مردم خاورمیانه که هم اکنون به بهانۀ اختلافات مذهبی دچار تروریسم، خشونت و جنگ‌های خونین شده‌اند، بیش از سایر مناطق جهان ضرورت دارد. برای تحقق جوامع چندفرهنگی عاری از خشونت و زندگی مسالمت‌آمیز مردمانی با عقاید و باورهای مختلف در کنار یکدیگر، تجربیات ارزنده‌ای که در عرفان اسلامی وجود دارد، می‌تواند به عنوان الگوی مناسب مدنظر قرار گیرد. از میان عارفان مسلمان، مولانا جلال الدین بلخی در مجموعۀ آثار خویش و در مقام نظر و عمل، عالی‌ترین اَشکال رواداری مذهبی با پیروان مذاهب گوناگون را به نمایش گذاشته است. در این مقاله، به روش توصیفی- تحلیلی گفتار و رفتار روادارانۀ مولوی را با توجه به مبانی سیاسی و اجتماعی، معرفت‌شناسی و اخلاقی بررسی کرده‌ایم. مولانا به عنوان اندیشمندی بزرگ برای کاستن از دامنۀ جنگ و جدال‌های مذهبی و فرقه‌ای زمانۀ خویش مانند جنگ‌های صلیبی و جنگ‌های فرقه‌ای مذاهب پنج‌گانه با یکدیگر که بخش عمده‌ای از جهان آن روزگار را فراگرفته بود، اندیشۀ رواداری، تساهل و تسامح را مطرح کرد. وی همچنین برای رسیدن به هدف سیاسی مذکور اصول معرفتی؛ از جمله اصل برابری ادیان توحیدی و محق بودن همۀ پیروان ادیان مختلف و ضرورت رعایت اصل اخلاق انسانی در برخورد با آن‌ها را مطرح و خود در مقام عمل، با همۀ پیروان ادیان توحیدی به رفق و مدارا رفتار نمود. از میان مبانی چهارگانۀ سیاسی، معرفتی، اخلاقی و حقوقی، در آثار مولانا با وجود استقصای نسبتاً بلیغی که انجام دادیم به شواهدی از گفتار و رفتار او که بر مبنای اصل حقوقی باشد، برخورد نکردیم.

روایت دقوقی از منظر روش ترکیبی هانری کربن

صفحه 287-309

https://doi.org/10.22054/msil.2022.65771.1029

مصطفی میردار رضایی

چکیده هانری کربن برای بررسی متون، خاصه متون شرقی و اسلامی، شیوۀ خاصی را ابداع کرد که ترکیب دو دیدگاه مادی و فیزیکی، و دیدگاه ذهنی و خیالی است. او برای این منظور پدیدارشناسی هوسرل (و دیگر فیلسوفان این نحله) را با نگره‌های شرقی، خاصه با اندیشه‌های شیخ اشراق پیوند می‌زند. عالم خیال منفصل ماحصل این پیوند و ترکیب است؛ این عالم، جهانی است برزخی که رویدادها و عناصر آن مابین دو دنیای مادی و خیالی قرار می‌گیرند. داستان دقوقی که یکی از فراواقعی ترین داستان‌های شرقی است و تحقیقات و شروح متعددی در باب آن انجام گرفته، روایتی است عرفانی و اخلاقی از دفتر سوم مثنوی که ساحت وقایع و رویدادهای آن فراواقعی است و از مختصات عالم خیال منفصل برخوردار. این مقاله که به روش
توصیفی- تحلیلی نوشته شده است، می‌کوشد تا با بهره گیری از روش پدیدارشناسی هانری کربن به بررسی اجزای عالم خیال منفصل در روایت دقوقی بپردازد. براساس یافته‌های این مطالعه، برخی از مؤلفه‌های عالم خیال منفصل که در روایت دقوقی دیده می‌شوند، عبارتند از: انفسی بودن زمان، عدم تبعیت از جغرافیای مادی، تناقض و عدم‌ تطابق با ویژگی‌های ماده، شیوۀ خیالی (مثالی) در ادراک و آگاهی، تجسم و تجسد معانی انتزاعی، عدم‌ تبعیت از روابط علی و معلولی و ....