متون نظم و نثر عرفانی
طاهره رحیمی؛ محمدرضا تقیه؛ هاشم کاکایی
چکیده
سه مفهوم توکل وصدق ویقین از مفاهیم کلیدی ودایر در تعالیم دینی هستند که در قرآن وسنت هم بسیار به آنها پرداخته شده است که به تبع آنها در برخی از علوم اسلامی درباره آنها سخن به میان آورده شده است ازجمله در عرفان عملی درقالب مقامات ومنازل سلوک به آنها اهتمام ورزیده شده است در این مقاله دیدگاههای عارف بزرگ ونامی تصوف خواجه عبدالله انصاری ...
بیشتر
سه مفهوم توکل وصدق ویقین از مفاهیم کلیدی ودایر در تعالیم دینی هستند که در قرآن وسنت هم بسیار به آنها پرداخته شده است که به تبع آنها در برخی از علوم اسلامی درباره آنها سخن به میان آورده شده است ازجمله در عرفان عملی درقالب مقامات ومنازل سلوک به آنها اهتمام ورزیده شده است در این مقاله دیدگاههای عارف بزرگ ونامی تصوف خواجه عبدالله انصاری دراین با ب در کتاب مهم منازل السائرین مورد توجه واقع شده است که هر کدام از مقامات را در درجاتی مورد تحقیق قرار داده است واین نظریات با اقوال منصور بن اردشیر عبادی مروزی واعظ وعارف قرون پنجم وششم هجری در این باره سنجیده شده وبه تحلیل مستندهرکدام ازتوکل وصدق ویقین ودرجات ومصادیق آنها از دید این دوعارف پرداخته شده است وسعی شده است که نظریات این دو تحلیل وتطبیق لغوی وتفسیری شده ومورد نقد وبررسی قرار گیرد. کلمات کلیدی: خواجه عبدالله انصاری، عبادی مروزی، توکل، صدق، یقین،
متون عرفانی و تحقیقات میان رشتهای و کاربردی
منیره پنجتنی؛ محمد خزایی
چکیده
نگاه و نظرِ عاشقانۀ دلدادگان یکی از موضوعاتِ پر تکرارِ شعر فارسی است و در این میان کوششِ مجنون برای دیدارِ لیلی بارها به نظم درآمدهاست. در مجلسی از این حکایت، مجنون به هیأت گوسفندی درمیآید و به دیدار لیلی میرود. این بخش از حکایت را عطار و جامی به دو شکل متفاوت روایت کردهاند. شکلِ تصویری این رخداد نیز در نسخۀ هفتاورنگِ جامی نگارگری ...
بیشتر
نگاه و نظرِ عاشقانۀ دلدادگان یکی از موضوعاتِ پر تکرارِ شعر فارسی است و در این میان کوششِ مجنون برای دیدارِ لیلی بارها به نظم درآمدهاست. در مجلسی از این حکایت، مجنون به هیأت گوسفندی درمیآید و به دیدار لیلی میرود. این بخش از حکایت را عطار و جامی به دو شکل متفاوت روایت کردهاند. شکلِ تصویری این رخداد نیز در نسخۀ هفتاورنگِ جامی نگارگری شده است. هدفِ پژوهش استخراجِ مؤلفههای دیداری و شاعرانۀ هر دو متن برای نزدیکشدن به جهانِ معنایِ آنهاست. روشِ پژوهش توصیفی-تفسیری و شیوۀ گردآوریِ دادهها کتابخانهای و برخط است. یافتههایِ پژوهش حاکی از آن است که در متنِ عطار دیدارِ دو یار، سرودهنشده و صرفا خوششدنِ حالِ مجنون آمدهاست. در روایتِ جامی جزییاتِ بیشتری از بیرونآمدنِ لیلی از خیمه، شناختنِ مجنون، تلاقی نگاه و از هوشرفتن مجنون وجود دارد. نگاره لحظۀ رسیدنِ مجنون در لباس گوسفند بر در خیمۀ لیلی را نگاریده که مجنون در هیأت گوسفند به لیلی خیره شدهاست. نگارگر با اینکه رسیدن مجنون نزد لیلی را روایتکرده اما باز هم در روایتِ بصری تلاقیِ نگاهِ دو دلداده را مجسم نکرده، درحالیکه در روایتِ جامی لحظۀ دیدار و بههوش آمدنِ مجنون توصیفشدهاست. ارزش پژوهش به تأکید بر جایگاه توصیف و مقایسه برای آشکارگی دوبارۀ متون است. نتیجۀ عمده افزونبر یافتههایِ پژوهش، تأکید بر جایگاهِ رخدادِ نگاه و نگریستنِ عاشقانه در سنت ادبی و تصویری است.
متون عرفانی و تحقیقات میان رشتهای و کاربردی
رضا جلیلی؛ رضا الهی منش
چکیده
گفتمان معنویتگرایی نوین به مثابه ابزار نظام سرمایهداری و مکتب اصالت سود است. این گفتمان به عنوان محرک کالاییسازی و بازاریسازی معنویت و زندگی است. وجوه گوناگون زندگی انسان حتی باور به خدا در معنویتگرای به امری صرفا فردی و تجربه شخصی دستخوش تحول و مغلوب تحولات مدرنیته شده است. جنبش «نیوایج» (عصرجدید) از لحاظ خداشناسی ...
بیشتر
گفتمان معنویتگرایی نوین به مثابه ابزار نظام سرمایهداری و مکتب اصالت سود است. این گفتمان به عنوان محرک کالاییسازی و بازاریسازی معنویت و زندگی است. وجوه گوناگون زندگی انسان حتی باور به خدا در معنویتگرای به امری صرفا فردی و تجربه شخصی دستخوش تحول و مغلوب تحولات مدرنیته شده است. جنبش «نیوایج» (عصرجدید) از لحاظ خداشناسی چه اعتقادی دارد؟ نسبت خدای «نیوایج» با خدای عرفان اسلامی چیست؟ در این پژوهش با شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی، خداشناسی و خداباوری این جنبش نوین معنوی با استناد به مبانی و اصول الهیاتی و سخنان سخنگویان آن از منظر عرفان اسلامی واکاوی شده است؛ ضمن تبیین، تحلیل و مقایسه پانتهایسم و وحدت شخصی وجود چنین نتیجه گیری شد که اولا خدا در این جنبش جایگاه محوری ومرکزی ندارد؛ «خدا مرده است» و «خدا بودن انسان» در مادیگرایی، موجب فروکاهشی شدن مفهوم خدا گردید. دوما خداشناسی انسان مدرن در جنبش «نیوایج» از تقلیل گرایی وپانتهایسم سر برآورد؛ و خدا به »انرژی مثبت« تقلیل یافت که در هستی وطبیعت حلول کرده است؛ انتزاعی ومصنوع ذهن انسان بودن خدا والوهیت انسان، انحراف و آسیب بارز خداشناسی این گفتمان معنوی است. سوما همهخدایی یا همهدرخدایی با الحاد و مادیگرایی افراطی تفاوت دارد؛ اما انسان را به سر منزل مقصود نمیرساند و او را از رحیق مختوم و شرابا طهورا سیراب نمیکند؛ بلکه دغدغهها و دلمشغولیهای او را در سراب معنویت به قتلگاه میبرد.
متون نظم و نثر عرفانی
لیلا رستگارنیک
چکیده
در طول تاریخ بشر، رنگها اهمیت و تأثیر مهمی بر زندگی انسانها داشتهاند ، توجه به رنگ های گوناگون در طبیعت از سفارشات قرآن کریم و نشانه قدرت الهی است که در چندین آیه صریحا به آنها اشاره شده، هرچند هر رنگی در فرهنگهای مختلف، معنای خاص و متفاوت و کاربردهای مختلفی دارند. بههرحال در علوم گوناگون بخصوص در ادبیات عرفانی جلوهای ویژهای ...
بیشتر
در طول تاریخ بشر، رنگها اهمیت و تأثیر مهمی بر زندگی انسانها داشتهاند ، توجه به رنگ های گوناگون در طبیعت از سفارشات قرآن کریم و نشانه قدرت الهی است که در چندین آیه صریحا به آنها اشاره شده، هرچند هر رنگی در فرهنگهای مختلف، معنای خاص و متفاوت و کاربردهای مختلفی دارند. بههرحال در علوم گوناگون بخصوص در ادبیات عرفانی جلوهای ویژهای یافتهاند، زیرا سالکان راه حق در سیر و سلوک معنوی خود، مراحلی را می گذرانند که در هر مرحله نور و رنگ خاصی را مشاهده می کنند که نشانگر احوال درونی آنهاست و هر تغییر در حالات معنوی آنها در قالب رنگی خاص آشکار می شود.به همین دلیل عرفای بزرگی چون نجمالدین کبری، علاءالدین سمنانی، مولوی و... از جمله کسانی بودند که در این زمینه صاحبنظر بوده و تأمّلات دقیقی در باره رنگها داشتهاند .این بزرگان از طریق بیان رنگها و تعمیم معانی آنها، مراحل سیروسلوک و حتی کشف و شهودهای معنوی خود را بهصورت نمادین و با زبانی ادبی و فاخر برای صاحبنظران و مریدان خود بیان کردهاند و آثار ارزشمندی در این زمینه نگاشتهاند که از گنجینههای درخشان ادبیات عرفانی است. یکی از شاخصترین نمودهای رنگ، بخصوص رنگ سرخ در تصویرسازی از جهان ماوراء و حالات درونی، در اندیشه و آثار شیخ روزبهان بقلی است که ما در این مقاله با روش تحلیلی - توصیفی و ابزار کتابخانهای به بررسی و تحلیل آثار او با محوریت کتاب «کشفالاسرار و مکاشفات الانوار» در این زمینه میپردازیم.
متون نظم و نثر عرفانی
شراره تاجمیر ریاحی؛ نجف جوکار
چکیده
عبدالرحمان چشتی بن عبدالرسول بن قاسم بن شاه چشتی یکی از عارفان سلسلۀ چشتیه است که در تذکرهها و متون عرفانی نامی از او دیده نمیشود. نخستینبار استاد دکتر توفیق سبحانی در کتاب نگاهی به تاریخ ادب فارسی در هند به آثار وی چون مرآت الاسرار، مرآت مداری، مرآت الحقایق، مرآت مسعودی، اوراد چشتیه و نفس رحمانی اشاره کرده است. مشهورترین کتاب ...
بیشتر
عبدالرحمان چشتی بن عبدالرسول بن قاسم بن شاه چشتی یکی از عارفان سلسلۀ چشتیه است که در تذکرهها و متون عرفانی نامی از او دیده نمیشود. نخستینبار استاد دکتر توفیق سبحانی در کتاب نگاهی به تاریخ ادب فارسی در هند به آثار وی چون مرآت الاسرار، مرآت مداری، مرآت الحقایق، مرآت مسعودی، اوراد چشتیه و نفس رحمانی اشاره کرده است. مشهورترین کتاب او مرآت الاسرار است که تا کنون تصحیح نشده است. این اثر آگاهیهای ارزشمندی درباره سلسلۀ چشتیه و عارفان فارسی سرای شبه قاره هند به دست میدهد که در ایران اطلاعات زیادی از آنها در دست نیست. علیرغم اهمیت این نسخه، پژوهشهای پیشین دربارۀ یکی بودن مرآت الاسرار و مرآت مسعودی، سال نگارش و سبک نثر آن سکوت کردهاند. این پژوهش با رویکرد کتابخانهای به بررسی متن میپردازد و ثابت میکند که نثر متن متعلق به دورۀ صفویه، بینابین و زمان نگارش آن، سال ۱۰۴۵ تا ۱۰۶۵ه.ق. است.
سمیه جبارپور
چکیده
«بحرالمعانی» مجموعهای از نامههای عرفانی صوفی طریقة چشتیه، سیدمحمدبن نصیرالدین جعفرمکی حسینی (732-824 هـ. ق) است که نخستین بار به تصحیح و تحقیق محمد سرورمولایی از سوی انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی (گروه دانشنامة زبان و ادب فارسی در شبه قاره) در سال 1397 منتشر شده است. این کتاب در تذکرهها و تحقیقات معاصرین به عنوان اثر عرفانی ...
بیشتر
«بحرالمعانی» مجموعهای از نامههای عرفانی صوفی طریقة چشتیه، سیدمحمدبن نصیرالدین جعفرمکی حسینی (732-824 هـ. ق) است که نخستین بار به تصحیح و تحقیق محمد سرورمولایی از سوی انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی (گروه دانشنامة زبان و ادب فارسی در شبه قاره) در سال 1397 منتشر شده است. این کتاب در تذکرهها و تحقیقات معاصرین به عنوان اثر عرفانی بسیار مهم و با ارزش معرفی شده و در بزرگداشت مؤلف آن، مبالغههای بسیار کردهاند. این در حالی است که مطالعة متن کتاب، مغایر چیزی است که این منابع میگویند. مؤلف کتاب، مدعی تجارب و آموزههای عرفانی ناب و مهمی است که سعی کرده تا آنها را حتیالمقدور به مخاطب نامههایش منتقل کند. حال آنکه ما ردپای آن مطالب مهم عرفانی را در منابع دیگری یافتیم که بالطبع متعلق به دیگری است. در نوشتار حاضر کوشیدهایم تا به شیوة نقد درونمتنی با معرفی منابع عرفانی مهمی که از مأخذ پایه و اساسی در نگارش مکتوبات «بحرالمعانی» است و مؤلف با وجود نقل مستقیم مطالب آنها در کتابش، هیچ اشارهای به این منابع و صاحبان آنها نکرده است؛ میزان وثاقت ادعاهای صاحب اثر را که به جد عقیده دارد مکتوبات وی از ژرفای عمیق معرفتی برخوردار است و نیز جایگاه عرفانی کتاب را ارزیابی کنیم.
متون عرفانی و تحقیقات میان رشتهای و کاربردی
رضا روحانی؛ زهره کافی
چکیده
با توجه به نظریة رولان بارت، نظریهپرداز و فیلسوف فرانسوی قرن بیستم در باب تفاوت اثر از متن، پرسش محوری مقاله این است که غزلیات حافظ متن به شمار میآید یا اثر؟ برای رسیدن به پاسخ، هفت سرفصلی که رولان بارت در نظریة «اثر تا متن» خود بیان کرده است بر بستر یکی از غزلهای حافظ، غزل ۳۲۴ بر اساس دیوان حافظ به سعی سایه، (با مطلع: گر دست ...
بیشتر
با توجه به نظریة رولان بارت، نظریهپرداز و فیلسوف فرانسوی قرن بیستم در باب تفاوت اثر از متن، پرسش محوری مقاله این است که غزلیات حافظ متن به شمار میآید یا اثر؟ برای رسیدن به پاسخ، هفت سرفصلی که رولان بارت در نظریة «اثر تا متن» خود بیان کرده است بر بستر یکی از غزلهای حافظ، غزل ۳۲۴ بر اساس دیوان حافظ به سعی سایه، (با مطلع: گر دست رسد در سر زلفین تو بازم/ چون گوی چه سرها که به چوگان تو بازم) بررسی شده است. گفتار این مقال از این مصداق یا شاهد مثال، عبور میکند و شواهد کلیتر و عامتری از غزلیات حافظ را نیز به یاری میگیرد. با روش تحلیل متن، و پیاده سازی نظریة رولان بارت بر غزل مذکور، این نتیجه به دست میآید که غزل حافظ، هم متکثر است و هم متناقضنما، هم دارای مدلول های نامتناهی است و هم در ارتباط با دال تجربه میشود؛ هم کالای مصرفی نیست و هم عنصر لذتبخش بودن را در خود دارد؛ هم دارای نیروی آشوبگر ضد طبقهبندی است و هم دارای نمادپردازی است. درنتیجه سزاوار است که جامة متن بر قامت او پوشیده شود نه اثر.
نقد ادبی و متون عرفانی
هومن رشیدی؛ محمدحسن حسن زاده نیری
چکیده
مقولۀ «تأویل» یا «هرمنوتیک» از شیوههای متداول قدیمی در خوانش متون، به ویژه متون مقدس بوده است. عرفا و صوفیه کمکم نگاه تأویلی خود را از حوزۀ آیات قرآن و احادیث فراتر بردهاند و به تأویل سایر پدیدهها و وقایع روزمرۀ طبیعی نیز پرداختهاند. ما در این مقاله تلاش کردهایم تا با کاوش در سه اثر مهمّ عرفانی رسالۀ قشیریه، اسرارالتوحید ...
بیشتر
مقولۀ «تأویل» یا «هرمنوتیک» از شیوههای متداول قدیمی در خوانش متون، به ویژه متون مقدس بوده است. عرفا و صوفیه کمکم نگاه تأویلی خود را از حوزۀ آیات قرآن و احادیث فراتر بردهاند و به تأویل سایر پدیدهها و وقایع روزمرۀ طبیعی نیز پرداختهاند. ما در این مقاله تلاش کردهایم تا با کاوش در سه اثر مهمّ عرفانی رسالۀ قشیریه، اسرارالتوحید و تذکرةالاولیا، به بررسی آن بخش از تأویلات عرفا از امور غیر قدسی بپردازیم که عارف انواع رخدادهای طبیعی و وقایع روزمره را از حالت طبیعی و نظامهای قراردادی متعارف خود خارج میکند و به وضع معنایی جدید مطابق با جهانبینی عرفانی خود میپردازد. برای تبیین هر چه بهتر تاویلات عرفا از آرای هرمنوتیکی مدرن غربی که نقش مهمی را برای فهمنده قائل است، نیز استفاده کردهایم. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که عارف درصدد انطباق همۀ امور و وقایع طبیعی با اندیشههای عرفانی و جهان فکری خود است و مدام در پی یافتن بهانهای برای رفتن از جهان شهود به عالم غیب است .این تداعیها تأویلی به صورتهای گوناگون بلاغی همچون ایهام، اسلوب الحکیم، ایهام دوگانه-خوانی، ایهام تبادر، تشبیه و مجاز رخ مینماید و صوفی با این شیوهها به توسع تجارب روحی و عرفانی خویش میپردازد.
مرتضی خوش نیت؛ شهروز جمالی
چکیده
این مقاله با عنوان «مقایسۀ مثنوی طاقدیس ملا احمد نراقی با مثنوی معنوی مولوی» به بررسی و تحلیل مقامات و احوال عرفانی، اخلاقی و کلامی از منظر فرم و محتوای مشترک درمثنوی طاقدیس و مثنوی معنوی میپردازد. در این پژوهش حکایات، مضامین، افکار و دیدگاههای مشترک دو اثر استخراج شده و سپس تحلیل شدهاند. در اکثر مضامین، مقامات و احوال عرفانی ...
بیشتر
این مقاله با عنوان «مقایسۀ مثنوی طاقدیس ملا احمد نراقی با مثنوی معنوی مولوی» به بررسی و تحلیل مقامات و احوال عرفانی، اخلاقی و کلامی از منظر فرم و محتوای مشترک درمثنوی طاقدیس و مثنوی معنوی میپردازد. در این پژوهش حکایات، مضامین، افکار و دیدگاههای مشترک دو اثر استخراج شده و سپس تحلیل شدهاند. در اکثر مضامین، مقامات و احوال عرفانی و محتوایی مشترک در دو مثنوی دیده میشود. در ارائۀ باورها و آیات، احادیث و روایاتی که در دو اثر بهکار گرفته شده است -با وجود اشتراک- در پارهای موارد، اختلافنظر وجود دارد. در مثنوی طاقدیس با وجود الهام از مثنوی مولوی داستانهای تمثیلی وجود دارد که چنین داستان هایی در مثنوی معنوی نیست. کلام ملا احمد نراقی برگرفته از اصول و فروع اساسی عرفان تشیع است که با عرفان عملی و سلوک توأم است و به صورت شفاف در چارچوب اصول شریعت و ممتنع به لحاظ سیر و سلوک سالک در راه طریقت بیان شده است. هر چند کلام در مثنوی طاقدیس، استواری و چیـره دستی مثنوی معنوی را ندارد، اما در بین منظومههای شیعی در قالب شعـر و در زبان و ادبیات فارسی، جایگاهی رفیع دارد و دور از هرگونه جانبداری از فرقه یا اندیشۀ خرافی کاذب است. در مثنوی طاقدیس و مثنوی معنوی، اکثر مضامین عرفانی مشترک است و در مواردی هم اختلاف وجود دارد که گاهی اختلافات برجسته به نظر میرسد.
متون نظم و نثر عرفانی
سمیه خادمی؛ فاطمه زمانی
چکیده
در اصطلاح عرفانی مکاشفه به معنای آشکار شدن حقایق معنوی و امور غیبی بر قلب عارف است. رویارویی بیواسطه عارف با حقایق امور در مکاشفات، دربردارندة نکات ارزشمندی در حوزۀ مسایل معنوی و خصوصا عرفان عملی و نظری است. تذکرة الاولیای عطار مشتمل بر مکاشفات و حکایات فراوانی دربارة یافتهها و کشف و شهودهای عرفانی عارفان است که بلاغت کلام و لحن ...
بیشتر
در اصطلاح عرفانی مکاشفه به معنای آشکار شدن حقایق معنوی و امور غیبی بر قلب عارف است. رویارویی بیواسطه عارف با حقایق امور در مکاشفات، دربردارندة نکات ارزشمندی در حوزۀ مسایل معنوی و خصوصا عرفان عملی و نظری است. تذکرة الاولیای عطار مشتمل بر مکاشفات و حکایات فراوانی دربارة یافتهها و کشف و شهودهای عرفانی عارفان است که بلاغت کلام و لحن و فضای سخن به آن جلوة ویژهای بخشیدهاست. عطار با هدف ایجاد تغییر در رفتار و نگرش مخاطبان خود به نقل مکاشفات عرفا پرداختهاست و از سبکی اقتاعی به منظور تعریف و تعلیم آموزههای عرفانی استفاده-کردهاست. از این روی، مقالة حاضر به بررسی سبک اقناعی و شگردهای بلاغی مکاشفات تذکرهالاولیاء در آموزش مبانی عرفان عملی و نظری پرداختهاست. روش انجام این پژوهش توصیفی- تحلیلی و بر مبتنی بر منابع کتابخانهای است. نتیجة این بررسی حاکی از آن است که عطار در نقل مکاشفات اولیاء، با اسلوب اقناعی مانند تبشیر، تحذیر، تلمیح، استفهام به شیوهای غیرمستقیم با برانگیختن احساسات و اندیشه مخاطب، ایجاد حس ترس یا اشتیاق، تداعی مکاشفه در ذهن و همذات پنداری با عارف، به تعلیم مقامات و احوال در عرفان اسلامی مانند توحید، تجلّی، معرفت به حق، ولایت و انسان کامل میپردازد.
متون عرفانی و تحقیقات میان رشتهای و کاربردی
زهرا جمشیدی؛ عباس محمدیان
چکیده
ادبیات قلندری یکی از شاخههای ادبیات عرفانی است که در واکنش به مفاسد فکری، فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی به وجود آمده است. قالب غزل، یکی از اصلیترین قالبهایی است که شاعران پس از سنایی در حوزۀ ادب قلندری و ملامتی از آن بهره گرفتهاند. مفاهیم قلندری و رندی در شعر بسیاری از شاعران از جمله همام تبریزی وجود دارد. این مفاهیم باعث ایجاد ...
بیشتر
ادبیات قلندری یکی از شاخههای ادبیات عرفانی است که در واکنش به مفاسد فکری، فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی به وجود آمده است. قالب غزل، یکی از اصلیترین قالبهایی است که شاعران پس از سنایی در حوزۀ ادب قلندری و ملامتی از آن بهره گرفتهاند. مفاهیم قلندری و رندی در شعر بسیاری از شاعران از جمله همام تبریزی وجود دارد. این مفاهیم باعث ایجاد تصویرپردازیهایی مفهومی و شناختی شده است که با استخراج نگاشتها و استعارههای مفهومی این مفاهیم، میتوان به زیرساخت فکری شاعر و اوضاع و احوال اجتماعی، سیاسی و فرهنگی زمان شاعر تا حد زیادی پی برد. نگارندگان در پژوهش حاضر، به روش توصیفیـتحلیلی به بررسی و تحلیل نگاشتها و استعارههای مفهومی در غزلیات قلندری همام تبریزی شاعر قرن هفتم هجری پرداختهاند. برایند تحقیق گویای آن است که اصلیترین مفاهیمی که در خلق نگاشتها و استعارههای مفهومی غزلیات قلندری همام تبریزی تأثیر گذاشتهاند عبارتاند از: مفاهیم عشق، عاشق، معشوق، مفاهیم قمار و رندی، مفاهیم مربوط به می و مستی، ستیز با زهد دروغین و ریا و تقابل عقل و عشق. نکتۀ دیگر این که همام نیز مانند بسیاری از شاعران قرن هفتم و هشتم هجری، از مفاهیم قلندری و رندی و ملامتی، برای مبارزه با مفاسد اخلاقی استفاده کرده است.
نقد ادبی و متون عرفانی
الناز خجسته زنوزی
چکیده
کارل گوستاو یونگ، بنیانگذار مکتب روانشناسی تحلیلی، ازجمله روانشناسان ساختارگراست که یکی از مشهورترین اصطلاحات مکتب نظری وی را باید «کهنالگو» دانست. کهنالگو تصویری ازلی از اندیشههای موروثی در ضمیر ناخودآگاه جمعی است که قدمتی بهاندازة تاریخ بشر دارد. در میان اقسام کهنالگو که یونگ برمیشمارد، «نفس» را مهمترین ...
بیشتر
کارل گوستاو یونگ، بنیانگذار مکتب روانشناسی تحلیلی، ازجمله روانشناسان ساختارگراست که یکی از مشهورترین اصطلاحات مکتب نظری وی را باید «کهنالگو» دانست. کهنالگو تصویری ازلی از اندیشههای موروثی در ضمیر ناخودآگاه جمعی است که قدمتی بهاندازة تاریخ بشر دارد. در میان اقسام کهنالگو که یونگ برمیشمارد، «نفس» را مهمترین آنها میداند؛ چراکه هستة مرکزی شخصیت است و دستیابی به عامل روانی مهمی بهنام «فرایند تفرد» را زمینهسازی میکند. این جستار با بهرهگیری از روش توصیفی ـ تحلیلی، مؤلفههای کهنالگوی نفس را در چهار مورد از رسالههای سهروردی با عنوانهای آواز پر جبرئیل، فی حاله الطفولیه، رسالهالطیر و عقل سرخ واکاوی خواهد کرد. براساس بررسیها به نظر میرسد نفس در این رسالهها گونهای از راوی درونرویداد است و در دو قالب «نفسِ کودک» و «نفسِ پرنده» بازنمایی شده است که طی فرازونشیبهایی که سپری میکند، به سطوحی از تعالی شخصیتی و روحانی میرسد و مراتبی از فرایند تفرد را طی میکند. کهنالگوی نفس در آثار سهروردی، نوعی فراخواندن مخاطب به گسترة تعالی شخصیتی است؛ گویی در ژرفساخت متن، نویسنده درصدد است نفس مخاطب خویش را با شکوفایی در سطوح گوناگون شخصیتی وارد سیر فرایند تفرد کند.
مباحث تطبیقی
نوری سادات شاهنگیان
چکیده
محبّت از جمله مفاهیم محوری در آثار عرفانی هندو و اسلامی است. در تعالیم رساله بگودگیتا به عنوان مهمترین منبع الهام عرفانی هندو، بکتی به معنای رابطه عاشقانه و از سر ارادت و اخلاص با خدا به عنوان سهلالوصولترین طریق نجات انسان مورد تأکید است. در مثنوی جلالالدّین محمد بلخی نیز که نمونهای از آثار عرفانی اسلامی در عصر پختگی اندیشههای ...
بیشتر
محبّت از جمله مفاهیم محوری در آثار عرفانی هندو و اسلامی است. در تعالیم رساله بگودگیتا به عنوان مهمترین منبع الهام عرفانی هندو، بکتی به معنای رابطه عاشقانه و از سر ارادت و اخلاص با خدا به عنوان سهلالوصولترین طریق نجات انسان مورد تأکید است. در مثنوی جلالالدّین محمد بلخی نیز که نمونهای از آثار عرفانی اسلامی در عصر پختگی اندیشههای صوفیانه است، محبّت (عشق) جایگاهی ویژه دارد و از عالیترین احوال عارف و از مهمترین مبانی و اصول تصوّف بشمار میرود. مفهوم محبّت با معرفت نیز ارتباط تنگاتنگ دارد. مقاله حاضر با هدف مقایسه این مقوله در سنّت عرفانی اسلام و هندوئیزم نگاشته شده است. برداشتی از خدا و معرفت او، رابطه محبّت با معرفت خداوند، غایتی که مترتّب بر طریق بکتی یا احوال عاشقانه است و تأثیرات عشقورزی بر شخصیت محب (بکته)، در رساله گیتا و مثنوی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که در عرفان هندو، معرفت الهی محصول طی طریق محبّت و در عرفان اسلامی خاستگاه آن است. غایت این هر دو، رستگاری (اتحاد یا قرب محب و محبوب) و تأثیر وجودی آن تحوّل اخلاقی محب است.
متون نظم و نثر عرفانی
مهین دایی چین؛ وحید علی بیگی
چکیده
نعمت اللهیه یکی از طریقتهای عرفانی است که با شاه نعمتالله ولی شکل گرفت و شاعران و نویسندگان زیادی را به سوی خود جذب کرد؛ به طوری که آثار آن در تفکرات و نوشتههای آنان مشهود است. یکی از شاعرانی که به این طریقت گرایش پیدا کرد، نصرت اردبیلی است. وی با بهرهگیری از طریقت مذکور، انواع تجلی را در اشعارش نمایان میسازد که در این راستا، ...
بیشتر
نعمت اللهیه یکی از طریقتهای عرفانی است که با شاه نعمتالله ولی شکل گرفت و شاعران و نویسندگان زیادی را به سوی خود جذب کرد؛ به طوری که آثار آن در تفکرات و نوشتههای آنان مشهود است. یکی از شاعرانی که به این طریقت گرایش پیدا کرد، نصرت اردبیلی است. وی با بهرهگیری از طریقت مذکور، انواع تجلی را در اشعارش نمایان میسازد که در این راستا، تجلی جلالی و جمالی خداوند را در آثار زیبارویان زمینی جستجو میکند که این امر در طریقت نعمت اللهیه نیز مشهود است. وی با استناد به طریقت مذکور، به بررسی انواع قُرب در اشعارش میپردازد که در این مسیر، شناخت قرب نوافل و فرائض از نمود بارزتری برخوردار است. نصرت اردبیلی برای اولیاء نیز ارزش خاصی قائل است، زیرا اهمیت و جایگاه آنان را در طریقت مورد بحث به خوبی درک نموده است و بارها از آنان با عنوان اهل ذکر یاد میکند و ویژگیهای آنان را به خوبی مورد تمجید قرار داده است. وی در مبحثی دیگر، توحید، اتحاد و عینیت را از طریقت نعمت اللهیه استخراج نموده و آن را در اشعارش به کار میبرد که در این راستا، اتحاد ذاکر و مذکور و حب و محبوب بسیار بارزتر است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بررسی اشعار نصرت اردبیلی به انجام رسیده تا اثرپذیری نگرش او را در طریقت نعمت اللهیه برای مخاطبان به اثبات برسانیم.
متون نظم و نثر عرفانی
فرزانه مختاری؛ محمد خسروی شکیب؛ محمدرضا حسنی جلیلیان
چکیده
مفهوم عرفانی «فنا» در عرفان ایرانی و اسلامی، مقصد سالک و غایت سلوک است که پس از آن، یکسر بقا و جاودانگیست. غزل فارسی بیش از هشت قرن است که مفاهیم عرفانی را در خود جای داده، اگرچه اوج نمود این مفاهیم در غزل، به قرون ششم تا هشتم و کمی پس از ان میرسد، اما غزل در ایران هیچگاه از مفاهیم عرفانی خالی نبوده است. غزل معاصر نیز چه پیش از ...
بیشتر
مفهوم عرفانی «فنا» در عرفان ایرانی و اسلامی، مقصد سالک و غایت سلوک است که پس از آن، یکسر بقا و جاودانگیست. غزل فارسی بیش از هشت قرن است که مفاهیم عرفانی را در خود جای داده، اگرچه اوج نمود این مفاهیم در غزل، به قرون ششم تا هشتم و کمی پس از ان میرسد، اما غزل در ایران هیچگاه از مفاهیم عرفانی خالی نبوده است. غزل معاصر نیز چه پیش از انقلاب و چه پس از آن و حتی در کشاکش بین سنت و مدرنیته، مفاهیم عرفانی بسیاری را در خود جای داده است. فنا یکی از این مفاهیم کلیدی در غزل پیش و پس از انقلاب است. در پژوهش حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی، سیر تحول مفهوم فنا در غزل پیش و پس از انقلاب بررسی شده است. پیشفرض این است که غزل فارسی هیچگاه از مفهوم فنا خالی نبوده است؛ اما پردازش این مفهوم متأثر از انقلاب اسلامی، تحول و چرخشهایی معنایی و مفهومی داشته است. مفهوم «فنا» در غزل پیش از انقلاب متأثر از شاعران کلاسیک، به عرفان اسلامی نزدیک است و غزل پس از انقلاب متأثر از نگاه و گزارههای مدرنیستی و پستمدرنیستی، با مفاهیمی مثل نیروانا در عرفان بودایی، همخوانی بیشتری دارد.
نقد ادبی و متون عرفانی
فریده داودی مقدم
چکیده
موضوع نشانهشناسی مکان، توضیح و تفسیر مفاهیم و مدلولهای نشانهای از مکان است که تداعیهای فرهنگی، تاریخی و عاطفی را به فضای خاص گفتمانی متصل میکند. مکانها از طریق تجربیات، خاطرات و روایتهایی که خلق میکنیم، با معناهای گوناگون درهم میآمیزند و گاه هویتهای تأثیرگذاری را در عرصۀ شناخت میآفرینند. یکی از متنهای تأثیرگذار ...
بیشتر
موضوع نشانهشناسی مکان، توضیح و تفسیر مفاهیم و مدلولهای نشانهای از مکان است که تداعیهای فرهنگی، تاریخی و عاطفی را به فضای خاص گفتمانی متصل میکند. مکانها از طریق تجربیات، خاطرات و روایتهایی که خلق میکنیم، با معناهای گوناگون درهم میآمیزند و گاه هویتهای تأثیرگذاری را در عرصۀ شناخت میآفرینند. یکی از متنهای تأثیرگذار ادب عرفانی فارسی که از نظر اشتمال بر رمزگانها و نشانههای مکانی سرشار و برجسته است، غزلیات شمس است که در این پژوهش با روش تحلیل محتوای مضمونی به واکاوی آن پرداخته شده است. با تحلیل نشانهها و نمادهای به کار رفته در غزلیات مولانا، همراه با قرارگیری آنها در مکانها و فضاهای خاص، میتوان به معانی مورد نظر شاعر و مضامین گستردۀ منظومۀ فکری وی پی برد. نتیجۀ تحلیل نشان میدهد که بسیاری از مکانها در غزلیات شمس، از ویژگی صرف مکانبودگی فیزیکی و عینی فراتر رفته و به استعلای نشانهای رسیده است. روایت شبکهای در بسیاری از نشانههای مکانی غزل، طی گفتگویی که القای اشارات عارفانه میکند، مخاطب را در یک کنش گفتمانی وارد میکند که به دلیل مظاهر زیبایی شناسانه، تصاویر و شگردهای بلاغی، سیالیت و جابجایی مکانها،که موجب پدیداری معناهای جدید می-شود، بسیار مؤثر عمل میکند.
سجاد رجایی؛ حمیدرضا خوارزمی؛ سید امیر جهادی حسینی
چکیده
معاملات یکی از اصطلاحات رایج بین صوفیان است و این اصطلاح آداب و اعمالی را دربر میگیرد که آنان در طی سلوک انجام میدهند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که معاملات در چه مفاهیمی بهکار رفته و دلیل تفاوت نگاه صوفیه به این اصطلاح چه بوده است؟ بنابراین با مطالعه کتابهایی که در زمینة اشاعة عقاید صوفیه و تربیت سالکان تألیف شده با ...
بیشتر
معاملات یکی از اصطلاحات رایج بین صوفیان است و این اصطلاح آداب و اعمالی را دربر میگیرد که آنان در طی سلوک انجام میدهند. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش است که معاملات در چه مفاهیمی بهکار رفته و دلیل تفاوت نگاه صوفیه به این اصطلاح چه بوده است؟ بنابراین با مطالعه کتابهایی که در زمینة اشاعة عقاید صوفیه و تربیت سالکان تألیف شده با سندکاوی و فیشبرداری به تدوین پژوهش پیش رو اقدام و مشخص شد که معنای واژۀ معاملات و مفرد آن که به دو صورت معامله و معاملت بهکار رفته در نزد صوفیه با توجه به موضوع متن، متفاوت بوده و به معنای اعمال، عبادات، آداب و رسوم و غیره استفاده شده است و تقسیمبندی اعمال درنزد هر یک از نویسندگان شباهتها و تفاوتهایی دارد. در این پژوهش، ضمن تجزیه و تحلیل کیفی با استفاده از روشهای توصیفی و مقایسهای، مطالب تجزیه و تحلیل شده است. نتیجۀ حاصل از این پژوهش این است در نگاه نظریهپردازان و نویسندگان عرفانی، راجع به معاملات اشتراک نظری وجود ندارد و این اختلاف نظر را میتوان به سلیقهای بودن این بحث و نداشتن منبعی موثق در قرآن و حدیث نسبت داد که هر یک از بزرگان صوفیه برای تربیت مریدان از یک نوع شیوۀ خاص مطابق با حال و وقت خویش استفاده کردهاند.
متون نظم و نثر عرفانی
مالک شعاعی؛ سیدرضا موسوی نیا؛ ثریا عبدلی لرستانی
چکیده
بحث مرگ یکی از مهمترین بنیانهای فکری مولوی است که با عناوین گوناگون مطرح شدهاست. او سعادت انسانها را در تزکیه نفس و مرگ رذایل پیش از اجل مسمی میداند. مولوی معتقد است کسانی که مرگ ارادی برگزینند انتقال روح هنگام مرگ طبیعی ندارند زیرا پیش از مرگ، روح آنان به خاطر تحصیل حاصل در عالم قدس جای دارد. او در کتاب مثنوی، شخصیتهایی همچون ...
بیشتر
بحث مرگ یکی از مهمترین بنیانهای فکری مولوی است که با عناوین گوناگون مطرح شدهاست. او سعادت انسانها را در تزکیه نفس و مرگ رذایل پیش از اجل مسمی میداند. مولوی معتقد است کسانی که مرگ ارادی برگزینند انتقال روح هنگام مرگ طبیعی ندارند زیرا پیش از مرگ، روح آنان به خاطر تحصیل حاصل در عالم قدس جای دارد. او در کتاب مثنوی، شخصیتهایی همچون پیامبر اسلام (ص) و حضرت علی (ع) را بهترین الگو برای طریق موت ارادی میداند و نه تنها مرگ اختیاری را منافی نابودی دانسته بلکه به تبیین تکاملی آن به عنوان سنگ محک، ابزار تحول و غنیمت الهی پرداخته با عناوینی مانند: آب حیات، دریای اسرار الهی، عشق، نور، آزادی، گنج، هدیهی الهی، جاودانگی، تولد دوم، مرگ بیمرگی، برگ بیبرگی، منادی وحدت، فقر و فنای فی الله و ... از آن یاد کرده مراتب کمال آن در انا الحق حلاج دیدهاست. این مقاله به شیوهی تحلیلی- توصیفی، نکات ظریف و عالمانه و نگرش تمثیلی مولانا به مرگ اختیاری که خاص عارفان و واصلان است، بررسی کردهاست. جامعهی آماری پژوهش کتاب مثنوی مولوی و نمونههای آماری بخشهایی از کتاب مذکور است که به مرگ اختیاری اشاره کردهاست. روش گردآوری اطلاعات اسنادی و کتابخانهای است. یاسخ پرسش این تحقیق، رسیدن به مصادیق تمثیلی مرگ اختیاری در مثنوی است.
متون نظم و نثر عرفانی
محمد شیروانی
چکیده
چکیده:حکیم ابوالقاسم فردوسی وحکیم نظامی گنجوی از مثنوی سرایانی که با دانش درست به مبانی معرفت دینی و حکمی ، چه در حوزه نظر و چه در حوزه عمل، با زبان منظوم به شیوایی و هنرمندی و تدقیق، اشعار بلندی را سروده اند؛ اشعاری که گاه در نهایت ایهام و ابهام تنها نصیب تیزبینان حکمت می شود و اشعاری که به صراحت و شفافیت از جهان بینی توحیدی حکایت دارد. ...
بیشتر
چکیده:حکیم ابوالقاسم فردوسی وحکیم نظامی گنجوی از مثنوی سرایانی که با دانش درست به مبانی معرفت دینی و حکمی ، چه در حوزه نظر و چه در حوزه عمل، با زبان منظوم به شیوایی و هنرمندی و تدقیق، اشعار بلندی را سروده اند؛ اشعاری که گاه در نهایت ایهام و ابهام تنها نصیب تیزبینان حکمت می شود و اشعاری که به صراحت و شفافیت از جهان بینی توحیدی حکایت دارد. هر دو حکیم اگرچه در خصوص یگانه انگاری هستی ابیات بی شماری از خود بجای نگذاشتند اما درعین اختصار، به مداقه ی عقلی و شهودی در خصوص حاق هستی، قرائتی مونیسمی(یگانه انگارنه)نه لزما پانته ایسمی(همه خدا انگاری) از گیتی را به منصه ظهور رسانده اند. از آنجایی که تقدم زمانی حکیم فردوسی برحکیم نظامی وآشنایی و تاثیر پذیری نظامی با حکیم فردوسی ، انکار ناپذیر است، سزاست که تعالی و تساوی و تنازل نظریات حکمی حکیم فردوسی در مقایسه با حکیم نظامی بدرستی تحلیل شود. بایسته است نحوه بیان دو حکیم در حوزه وحدت وجود که هویتی گوناگون دارد، مورد جرح و تعدیل قرار گیرد تا نقاط قوت و ضعف هریک آشکار گردد.در این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی تطبیقی با ابزار کتابخانه ی تبلور و چیستی نظریه وحدت وجود به تحقیق می انجامد.
الهام روستایی راد؛ مریم حسینی
چکیده
تاریخ عرفان و تصوف نیز همچون دیگر تواریخ، ناگفتههای بسیار دارد که تاکنون برملا نشده اند. شرح احوال و آثار عارفان بسیاری در کتابهای تذکرۀ اولیا، و طبقات صوفیه ثبت شده و قابل دسترسی است، اما دستیابی به آراء و افکار عارفان گمنام که شاید با داشتن مقام و جایگاه ویژه در روزگار خود میزیستند، نیازی است مُبرم که باید در جستوجوی آن به ...
بیشتر
تاریخ عرفان و تصوف نیز همچون دیگر تواریخ، ناگفتههای بسیار دارد که تاکنون برملا نشده اند. شرح احوال و آثار عارفان بسیاری در کتابهای تذکرۀ اولیا، و طبقات صوفیه ثبت شده و قابل دسترسی است، اما دستیابی به آراء و افکار عارفان گمنام که شاید با داشتن مقام و جایگاه ویژه در روزگار خود میزیستند، نیازی است مُبرم که باید در جستوجوی آن به تذکره ها و متون کهن رجوع کرد. با توجه به دوران مهم اختلاط فرهنگی، سیاسی و ادبی دو کشور ایران و هند، و رفت و آمد صوفیان، شاعران و هنرمندان میان دو کشور، بخش قابل توجهی از سرمایههای فرهنگی به زبان فارسی در برخی آثار هندوان موجود است که شایسته توجه و تحقیق است. این پژوهش براساس کتاب حسنات العارفین داراشکوه شاهزاده هندی (م. 1069) به معرفی چند تن از عارفان نامدار که سخنان شطحآمیزی از آنان نقل شده میپردازد. عارفانی چون؛ خواجه علی رامیتنی، شیخ کبیر، شیخ حسین دهدهه، شیخ شرفالدین پانی پتهی، شیخ فرید شکرگنج که دارای شطحیات و یا کلامی عالی بودند
متون نظم و نثر عرفانی
محبوبه سید صالحی؛ زهرا پارساپور؛ یدالله رفیعی
چکیده
یکی از بنیادیترین عوامل اختلاف صوفیه دربارۀ عشق و محبت به اختلاف رویکردهای سکری و صحوی بازمیگردد. این دو رویکرد تأثیر عمیقی در شکلگیری برخی از مفاهیم و اصطلاحات و گسترش معنایی آنها در تصوف داشته است. هر کدام از این دو گروه متناسب با فضای فکری خود مؤلفههایی را در تعاریف عشق و محبت لحاظ کردهاند. در این مقاله که به روش توصیفی – ...
بیشتر
یکی از بنیادیترین عوامل اختلاف صوفیه دربارۀ عشق و محبت به اختلاف رویکردهای سکری و صحوی بازمیگردد. این دو رویکرد تأثیر عمیقی در شکلگیری برخی از مفاهیم و اصطلاحات و گسترش معنایی آنها در تصوف داشته است. هر کدام از این دو گروه متناسب با فضای فکری خود مؤلفههایی را در تعاریف عشق و محبت لحاظ کردهاند. در این مقاله که به روش توصیفی – تحلیلی نگاشته شده است پس از استخراج تعاریف عشق و محبت از متون عرفانی تا قرن هفتم، مؤلفههای مهم ذکر شده شناسایی و سپس با توجه به اندیشههای صحوی یا سکری مستخرج از آنها، گونه شناسی صورت گرفته است. بر این اساس دو گونۀ کلی در تعاریف صوفیه از عشق و محبت میتوان ملاحظه نمود. نخست تعاریفی که با زبان شاعرانه بیان شده و صوفی با بهرهگیری از بلاغت، اشاراتی به احوالات عاشقانه و تاثیر عشق بر سالک دارند که غالباً متعلق به اهل سکر است. گونۀ کلی دوم عباراتی است که صوفیه با بهرهگیری از مؤلفهها و اصطلاحات عرفانی دیدگاه نظری خود را در این باب بیان میکنند که به سه زیرگونه تقسیم میشوند. در زیرگونۀ نخست که به اهل صحو اختصاص دارد مؤلفههای مستخرج با مجاهدت و اکتساب مرتبط هستند. در زیرگونۀ دوم که به اهل سکر تعلق دارد مؤلفههایی چون محو ، فنا و وجود مشاهده میشود. اما گونۀ سوم حاوی مؤلفههایی است که لفظ آن در تعریف متعلق به اهل سکر و صحو مشترک است اما مدلول آنها فرق میکند به گونهای که با فضای فکری دو مکتب هماهنگ است.
متون نظم و نثر عرفانی
مجید سرمدی؛ پروین نقدی
چکیده
جامعه تصوف به عنوان نهادی اجتماعی دارای ادبیات و آیینها و مناسک خاصی هستند که اجرای این قوانین و ضوابط حاکم در خانقاهها بر مریدان و حتی بزرگان و پیر و مرشد ضروری و الزامی میباشد. یکی از این آیینها و مناسک ماجرا گفتن است. «ماجرا» در اصطلاح صوفیه و نظام آموزش خانقاه و آداب آن، بازخواست از درویشی است که ترک ادبی نسبت به پیر یا ...
بیشتر
جامعه تصوف به عنوان نهادی اجتماعی دارای ادبیات و آیینها و مناسک خاصی هستند که اجرای این قوانین و ضوابط حاکم در خانقاهها بر مریدان و حتی بزرگان و پیر و مرشد ضروری و الزامی میباشد. یکی از این آیینها و مناسک ماجرا گفتن است. «ماجرا» در اصطلاح صوفیه و نظام آموزش خانقاه و آداب آن، بازخواست از درویشی است که ترک ادبی نسبت به پیر یا درویش دیگر از او سر زده و او در حضور پیر باید خطای خود بپذیرد و عذرخواهی کند. با توجه به اینکه ماجرا و ماجرا گویی به صورت پراکنده در اشعار شاعران و همچنین برخی کتب صوفیه دیده میشود و تنها منابع معتبر که به طور مفصلتر به این آیین پرداخته، کتاب «اورادالاحباب و فصوصالآداب ابوالمفاخر باخرزی» و «انسان کامل عزیز الدین نسفی» است، نویسندگان در این جستار با تکیه بر این متون و دیگر متون عرفانی به بررسی و تحلیل آداب و قوانین «ماجرا گفتن» پرداخته اند که می توان به این موارد اشاره کرد: کینه به دل نگرفتن و آشکارا سخن گفتن سالک رنجیده، ماجرا گفتن در حضور پیر و جمع درویشان، پاکیزه و خالی بودن مکان ماجرا از اغیار، استغفار کردن مرید خطاکار، پرداختن غرامت و مجازاتی همچون ایستادن در صف النعال، دستار انداختن و سر و پای برهنه کردن توسط درویش خطاکار، برپا کردن جشن برای کدورت رفع شده.
متون نظم و نثر عرفانی
تاج الدین آروین پور؛ مهسا رون
چکیده
شاعران معاصر افغانستان، افزون بر مضامین سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و میهنی، در اشعار خود به عرفان و تصوّف نیز توجه نشان دادهاند. درونمایۀ اصلی اشعار خلیفه محمّدمحمای غزنوی، مستانشاه کابلی و غلامحیدر حیدری وجودی، سه تن از شاعران عارف و صوفیمشرب معروف معاصر افغانستان، نیز مفاهیم عارفانه و عاشقانه است. مسأله «وحدت وجود» و «وحدت ...
بیشتر
شاعران معاصر افغانستان، افزون بر مضامین سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و میهنی، در اشعار خود به عرفان و تصوّف نیز توجه نشان دادهاند. درونمایۀ اصلی اشعار خلیفه محمّدمحمای غزنوی، مستانشاه کابلی و غلامحیدر حیدری وجودی، سه تن از شاعران عارف و صوفیمشرب معروف معاصر افغانستان، نیز مفاهیم عارفانه و عاشقانه است. مسأله «وحدت وجود» و «وحدت شهود» به سبب جایگاه ویژهای که در عرفان نظری و عملی دارد، بهخصوص پس از ظهور ابنعربی، از مضامین برجسته و مورد توجه شاعران عرفانسرای افغانستان بودهاست. این پژوهش، به روش توصیفی ـ تحلیلی، با بررسی و تحلیل شواهد شعری مشتمل بر این درونمایهها، در دیوان سه شاعر مذکور، نشان میدهد محمای غزنوی موضوع وحدت وجود و وحدت شهود را با تعبیرها و تمثیلهای مختلف به یک معنی و مفهوم بهکار برده و درواقع وحدت شهود را نمود عینی وحدت وجود دانستهاست. مستانشاه کابلی میان وحدت وجود و وحدت شهود تفاوت قائل است، چنانکه وحدت وجود را اصل و وحدت شهود را فرع آن معرفی کرده است؛ اما شناخت و مشاهدۀ حضرت حق را تنها از این دو طریق ممکن میداند. حیدری وجودی نیز موضوع وحدت وجود و وحدت شهود را با استفاده از زبان تمثیل بهویژه تمثیل تشبیه مطرح کرده و وی نیز همچون مستانشاه، شناخت و مشاهدۀ حضرت حق را صرفاً با معرفت وجودی و ادراک شهودی میسر دانسته است.
شهناز عرش اکمل
چکیده
این پژوهش به بررسی گفتمان تئودیسه اعتراض در مصیبتنامه عطار پرداخته است. تئودیسه اعتراض ازجمله تئودیسههای مهم در زمینه رنج و شرور است که خداوند را مسئول وجود شر در جهان میداند و از او میخواهد آن را از زندگی بشری بزداید. در مصیبتنامه عطار نیز شاهد اعتراض عقلای مجانین به خداوند بابت رنج و مصیبتهایشان هستیم. هدف پژوهش پیش رو ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی گفتمان تئودیسه اعتراض در مصیبتنامه عطار پرداخته است. تئودیسه اعتراض ازجمله تئودیسههای مهم در زمینه رنج و شرور است که خداوند را مسئول وجود شر در جهان میداند و از او میخواهد آن را از زندگی بشری بزداید. در مصیبتنامه عطار نیز شاهد اعتراض عقلای مجانین به خداوند بابت رنج و مصیبتهایشان هستیم. هدف پژوهش پیش رو این بود که به مطالعه و بررسی مفهوم اعتراض الهیاتی در حکایات مرتبط در مصیبتنامه عطار بپردازد و به روش توصیفی و تحلیلی مقوله تئودیسه اعتراض را براساس دیدگاههای موجود درین باره واکاوی کند؛ همچنین نشان دهد که در پسِ این اعتراض و عصیان که گاه پای در دایره گستاخی و ستیزه با خداوند مینهد امیدی نهفته است؛ امید به رفع شرور و مصیبت از جانب خداوندگار و رسیدن انسان به آرامش. درواقع بنیان این امید بر عشقی استوار شده است که در بطن اعتراض جنونآمیز دیوانگان عاقل حضور دارد
سید مهدی زرقانی
چکیده
رویکرد ژانری چیست و چگونه میتوان از این رویکرد در مطالعات عرفانی بهره برد؟ اینها پرسشهای اصلی مقاله حاضر است. در ابتدا به تعریف ژانر/گونه میپردازیم و ضمن بررسی انتقادی تعاریف ارایه شده، تعریفی تلفیقی ارائه میدهیم که بیشترین تناسب را با نوشتارهای فارسی داشته باشد. در گام بعدی به این پرسش پاسخ میدهیم که گونهشناسی چیست و گونهشناس ...
بیشتر
رویکرد ژانری چیست و چگونه میتوان از این رویکرد در مطالعات عرفانی بهره برد؟ اینها پرسشهای اصلی مقاله حاضر است. در ابتدا به تعریف ژانر/گونه میپردازیم و ضمن بررسی انتقادی تعاریف ارایه شده، تعریفی تلفیقی ارائه میدهیم که بیشترین تناسب را با نوشتارهای فارسی داشته باشد. در گام بعدی به این پرسش پاسخ میدهیم که گونهشناسی چیست و گونهشناس کیست؟ الزامات گونهشناسی و اینکه در این رویکرد چگونه میتوان از دانشهای ادبی متعدد و متنوع استفاده کرد و نیز تفاوت گونهشناسی با دیگر رویکردهای ادبی محور مباحث ما را در این بخش تشکیل میدهند. نهایتاً این مقاله بر آن است تا نشان دهد گونهشناسی نوشتارها و از جمله نوشتارهای عرفانی ضمن اینکه وجوه تشابهی با دیگر رویکردهای ادبی دارد، میتواند به مثابه شاخهای مستقل از مطالعات ادبی به شمار آید. روش تحقیق مقاله کتابخانهای و فن مورد استفاده توصیفی- تحلیلی است.