تقابل استعاره‌های مکان‌مند در «سوانح‌العشاق» احمد غزالی و «عبهرالعاشقین» روزبهان بقلی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار پژوهشکده دانشنامه‌نگاری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

10.22054/msil.2026.21672
چکیده
زبان متون عرفانی به دلیل ماهیت انتزاعی تجربیات شهودی، ناگزیر از عینی‌سازی مفاهیم فرامادی در قالب تصاویر گوناگون، ازجمله استعاره‌های مکانی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تطبیقی استعاره‌های مکان‌مند در دو اثر کلیدی قرن ششم هجری، «سوانح العشاق» احمد غزالی و «عبهرالعاشقین» روزبهان بقلی، به روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای نظریه استعاره مفهومی (لیکاف و جانسون) انجام شده است. واکاوی داده‌ها نشان می‌دهد که تفاوت مشرب عرفانی این دو نویسنده، منجر به خلق دو الگوی مکانی متفاوت شده است. بدین ترتیب که احمد غزالی در «سوانح» با برجسته‌سازی طرحواره «مسیر» و استعاره «بادیه»، مکان را به عنوان ابزاری برای «نفی مسافت» به کار می‌گیرد که نهایت آن رسیدن به «لامکانی» و «وحدت» است؛ این درحالی است که روزبهان بقلی در «عبهرالعاشقین» با تکیه بر طرحواره «ظرف» و «اتصال»، مکان را در قالب استعاره‌هایی چون «سرادق» و «تجلی‌گاه» بازسازی می‌کند تا از طریق ایجاد سلسله‌مراتب مکانی (حجاب‌ها)، بستر مشاهده جمال را فراهم آورد.
تقابل این دو الگو نشان‌دهنده آن است که در عرفان «اتحادمحور» غزالی، مکان یک «حجاب» است که باید فروریزد، اما در عرفان «جمال‌محور» روزبهان، مکان، « محل تجلی» است که قداست دارد. این تقابل و تفاوت در انتخاب طرحواره‌ها مستقیماً بر سبک زبانی غزالی و روزبهان اثرگذار بوده است؛ به‌گونه‌ای که میل به «نقطه» در سوانح‌العشاق منجر به ایجاز، و میل به «تکثر ظرف‌ها» در عبهرالعاشقین منجر به اطناب تصویری و نثر فنی شده است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

دوره 5، شماره 9 - شماره پیاپی 9
(بهار و تابستان 1405)
شهریور 1405