کارکرد و تحلیلِ بدن غیرطبیعیِ عارفان در تذکرة‌‌الاولیا و کشف‌المحجوب با توجه به تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی،دانشکده ادبیات و زبان های خارجی.،دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و زبان های خارجی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

10.22054/msil.2026.90898.1235
چکیده
یکی از موضوعات پرکاربرد در متون عرفانی، نگرش دربارة بدن کالبدین آدمی است. نگاه عارفان به بدن با نگاه غیرعارفان تفاوت‌ دارد. هدف این پژوهش، پاسخی نسبی به این پرسش ‌است که عارفان چه نگرشی دربارة بدن داشته‌اند؟ آیا بدنِ عارف از وجه فیزیکی خود دور شده‌، جنبة متافیزیکی دارد؟ و آیا بدنِ غیرطبیعیِ عارف، به مثابة اصلی تاریخی و ملموس، قابل پذیرش‌است یا صرفاً امری استعاری و ادّعای برخی مقامات‌نویسان در بازنمایی اغراق‌آمیزِ شخصیت‌های عرفانی و تاریخی‌است؟ متن‌های مورد تحقیق، تذکرة-الأولیاء و کشف‌المحجوب هستند و الگوی انتخاب‌شده «تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف»‌است و هستة مرکزی پژوهش؛ سه لایة توصیف، تفسیر و تبیین خواهد‌بود. این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی می‌کوشد نخست، با مطالعة اقوال و حکایاتِ مختلف دو کتاب، زیرشاخه‌های هر‌سه لایه را (ارزش‌های تجربی، رابطه‌ای، بیانی، امر ظاهری، معنایی، انسجام موضعی و کلّی، تعیین-کننده‌های اجتماعی، ایدئولوژی و تأثیرات) تحلیل کند. در مرحلة دوم، مواجهة عارف با بدن خویش در دو سطحِ الف) آسیب‌های آگاهانه به بدن (افراط در عبادت و تاب‌آوری در واردات قلبی) و ب) کرامت و ویژگی‌های خارق‌العادة بدن واکاوی شده‌. یافته-های تحقیق نشان ‌می‌دهد بدنی که این دو متن به جامعه معرفی ‌می‌کنند، فراطبیعی و قادر به کرامت و ایجاد تغییر در عالم‌است؛ چه در بُعد حقیقی و چه در ساحت استعاری، هم بر مبنای سند تاریخی و هم بر اساس مجاز و مثال. بر این اساس، از نگاه عطار و هجویری، بدن عارف، کارکرد و تعریفی فراتر از بدن عادی دارد؛ زیرا هدف وی نشان‌دادن اتّصال جسم عارف به حق در امتداد اتّصال روحی اوست.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 07 شهریور 1405