رابطۀ دین و قدرت در مکتوبات مولوی باتکیه‌بر نظریه کنش پیر بوردیو(مطالعه موردی 8 مکتوب)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، بخش زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج-ایران

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی – واحد کرج -دانشگاه آزاداسلامی- کرج – ایران

10.22054/msil.2026.92021.1244
چکیده
پیر بوردیو از برجسته‌ترین جامعه‌شناسان معاصر است که با طرح مفاهیمی چون میدان، عادت‌واره و سرمایه، چارچوبی نظری برای تحلیل کنش‌های اجتماعی در بستر روابط قدرت ارائه کرده است. در اندیشۀ او، کنش اجتماعی حاصل تعامل میان ساختارهای اجتماعی و گرایش‌های درونی‌شدۀ کنشگران است و سرمایۀ نمادین نقش مهمی در شکل‌گیری و بازتولید مناسبات قدرت دارد. این رویکرد امکان تحلیل حوزه‌هایی مانند دین را به‌عنوان میدانی اجتماعی با منطق خاص خود فراهم می‌کند. مکتوبات مولوی از مهم‌ترین متون نثر عرفانی فارسی است که شامل نامه‌های مولوی به امیران و صاحبان قدرت سیاسی زمانۀ اوست. این نامه‌ها افزون بر مضامین اخلاقی و عرفانی، بیانگر نوعی تعامل میان یک کنشگر دینی و میدان قدرت سیاسی هستند. مولوی در این مکتوبات با بهره‌گیری از زبان دینی و اخلاقی، ضمن نصیحت و هدایت حاکمان، در مواردی برای شاگردان و نیازمندان شفاعت کرده و از صاحبان قدرت درخواست حمایت مادی یا نهادی می‌کند. هدف این پژوهش تبیین رابطۀ دین و قدرت در مکتوبات مولوی بر اساس نظریه‌ی کنش بوردیو است. این پژوهش با روش کیفی و رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و بر پایۀ تحلیل متنی نمونه‌هایی از مکتوبات انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که مولوی با تکیه بر عادت‌وارۀ عرفانی و سرمایۀ نمادین ناشی از اعتبار معنوی خود، در میدان قدرت سیاسی نیز نقش‌آفرینی می‌کند. مکتوبات او عرصه‌ای برای تبدیل سرمایۀ نمادین به سرمایه‌های اجتماعی و نهادی فراهم می‌سازد و به نوعی مشروعیت‌بخشی متقابل میان میدان دین و میدان قدرت منجر می‌شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 07 شهریور 1405