بررسی حکایت «درویش در کشتی...» در متون عرفانی بر اساس نظریۀ بیش‌متنیت ژنت

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران

10.22054/msil.2026.89229.1212
چکیده
متون عرفانی به دلیل تعلق به گفتمان مشترک عرفان و تصوف، پیوندهای عمیق با یکدیگر دارند. این پیوندها فراتر از شاخص‌های سبکی و زبانی، دربرگیرندۀ مفاهیم مشترک میان این متون و نمایانگر ارتباط بینامتنی آن‌هاست. حکایت‌ها یکی از اصلی‌ترین موارد تکرار شونده در متون عرفانی است که اغلب با تکیه بر دیدگاه‌ها و تفکرات نویسندگان، بازنویسی شده‌اند. در میان متون عرفانی، رسالۀ قشیریه به دلیل تأثیرگذاری بر متون پس از خود اهمیّت قابل ملاحظه‌ای دارد. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی به بررسی روابط میان‌متنی متون عرفانی فارسی در روایت حکایت پرتکرار «درویش در کشتی...» از منظر بیش‌متنیت ژنت پرداخته است. یافته‌های پژوهش نشان داد در حکایت‌های مورد بررسی متن رسالۀ قشیریه پیش‌متن سایر متون بوده است. روابط رسالۀ قشیریه با متن‌های پسین در دو دستۀ همان‌گونگی و تراگونگی قرار دارد. گشتارهای ایجاد شده در بیش‌متن‌ها اغلب گشتار کمی افزایشی، گشتار کیفی درونی و گشتار ارزش است. گشتارهای کیفی درونی، شخصیت حکایت را با هدف ارزش‌گذاری مکرر تغییر داده است و گشتار کمی افزایشی با هدف اضافه کردن تفسیرهای عرفانی به متن حکایت انجام گرفته است. حکایت «درویش در کشتی» در طول قرن‌ها از یک نثر سادۀ عرفانی به اثری نمادین تبدیل شده است. هر متن عناصری یکسان و مشخص را در سبک زبانی و بافت معنایی مخصوص به خود ارائه کرده که در لایه‌های پنهانی معناهای متفاوتی به خود گرفته است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده
انتشار آنلاین از 07 شهریور 1405