مباحث تطبیقی
فاطمه هوشنگی؛ محمدابراهیم مالمیر؛ مجتبی بیگلری
چکیده
اکنکار از جمله شبه معنویتها و عرفانوارههای التقاطی و مصرفی پرطرفدار آمریکایی است. فردگرایی، آزادی از التزامات شریعتمحور، و پاسخگویی به نیازهای معنوی «سفارشیسازی شده» از عوامل اصلی اقبال به چنین آیینهایی در جوامع غربی و حتی اسلامی است که برای مواجهه و مقابله با آن باید در ابعاد مختلف مورد بررسیهای عمیق و دقیقی قرار ...
بیشتر
اکنکار از جمله شبه معنویتها و عرفانوارههای التقاطی و مصرفی پرطرفدار آمریکایی است. فردگرایی، آزادی از التزامات شریعتمحور، و پاسخگویی به نیازهای معنوی «سفارشیسازی شده» از عوامل اصلی اقبال به چنین آیینهایی در جوامع غربی و حتی اسلامی است که برای مواجهه و مقابله با آن باید در ابعاد مختلف مورد بررسیهای عمیق و دقیقی قرار گیرند. هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی مفهوم «سوگماد» در آیین اکنکار و مفهوم خدا در عرفان اسلامی است تا وجوه اشتراک و افتراق این دو نظام فکری در حوزة خداشناسی عرفانی و الهیات تطبیقی را تبیین کند. بر این اساس با روش پژوهش تحلیلی-توصیفی و مطالعة اسنادیِ آثار اختصاصی رهبران اکنکار و متون کلیدی عرفان اسلامی، مفاهیم بنیادین هر دو جریان در چارچوب الهیات تطبیقی واکاوی شدهاند. یافتههای تحقیق مبین این است که سوگماد در اکنکار به مثابه یک جریان انرژی و «حقیقت غایی غیرشخصی» تعریف میشود که از طریق تجربههای سوبژکتیو (سفر روحی) و راهنمایی «استادان زنده» ادراکپذیر است. این مفهوم فاقد صفات شخصوارگی (اراده، علم) و مبتنی بر پلورالیسم مطلق معنوی است. در حالی که در عرفان اسلامی، خداوند ذاتاً شخصی، متعالی، و در عین حال حاضر در تجلیات هستی(وحدت وجود) است. اشتراکات ظاهری دو نظام، شامل تأکید بر وحدت حقیقت و تجربهگرایی عرفانی است، اما تفاوتهای بنیادین در مبانی هستیشناختی(شخصی/غیرشخصی)، انسانشناختی(اطاعتپذیری/استقلال معنوی)، و معرفتشناختی(وحیانی/انسانمدار) آنها را در تقابل جدی قرار میدهد. علیرغم استفادة اکنکار از اصطلاحات مشابه عرفان اسلامی، ماهیت غیرشخصی سوگماد، نبود التزام به شریعت، و تفسیر ابزاری از معنویت، موجب تمایز ریشهای آن از الهیات و عرفان اسلامی میشود.
متون عرفانی و تحقیقات میان رشتهای و کاربردی
رضا جلیلی؛ رضا الهی منش
چکیده
گفتمان معنویتگرایی نوین به مثابه ابزار نظام سرمایهداری و مکتب اصالت سود است. این گفتمان به عنوان محرک کالاییسازی و بازاریسازی معنویت و زندگی است. وجوه گوناگون زندگی انسان حتی باور به خدا در معنویتگرای به امری صرفا فردی و تجربه شخصی دستخوش تحول و مغلوب تحولات مدرنیته شده است. جنبش «نیوایج» (عصرجدید) از لحاظ خداشناسی ...
بیشتر
گفتمان معنویتگرایی نوین به مثابه ابزار نظام سرمایهداری و مکتب اصالت سود است. این گفتمان به عنوان محرک کالاییسازی و بازاریسازی معنویت و زندگی است. وجوه گوناگون زندگی انسان حتی باور به خدا در معنویتگرای به امری صرفا فردی و تجربه شخصی دستخوش تحول و مغلوب تحولات مدرنیته شده است. جنبش «نیوایج» (عصرجدید) از لحاظ خداشناسی چه اعتقادی دارد؟ نسبت خدای «نیوایج» با خدای عرفان اسلامی چیست؟ در این پژوهش با شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی، خداشناسی و خداباوری این جنبش نوین معنوی با استناد به مبانی و اصول الهیاتی و سخنان سخنگویان آن از منظر عرفان اسلامی واکاوی شده است؛ ضمن تبیین، تحلیل و مقایسه پانتهایسم و وحدت شخصی وجود چنین نتیجه گیری شد که اولا خدا در این جنبش جایگاه محوری ومرکزی ندارد؛ «خدا مرده است» و «خدا بودن انسان» در مادیگرایی، موجب فروکاهشی شدن مفهوم خدا گردید. دوما خداشناسی انسان مدرن در جنبش «نیوایج» از تقلیل گرایی وپانتهایسم سر برآورد؛ و خدا به »انرژی مثبت« تقلیل یافت که در هستی وطبیعت حلول کرده است؛ انتزاعی ومصنوع ذهن انسان بودن خدا والوهیت انسان، انحراف و آسیب بارز خداشناسی این گفتمان معنوی است. سوما همهخدایی یا همهدرخدایی با الحاد و مادیگرایی افراطی تفاوت دارد؛ اما انسان را به سر منزل مقصود نمیرساند و او را از رحیق مختوم و شرابا طهورا سیراب نمیکند؛ بلکه دغدغهها و دلمشغولیهای او را در سراب معنویت به قتلگاه میبرد.
متون نظم و نثر عرفانی
حسین آریان؛ علی اکبر افراسیاب پور
چکیده
ابوسعید ابوالخیر(متوفی440ق) عارف برجستۀ مکتب سکر خراسانی است که مبنای جدیدی در سلوک عرفانی خود به طور ابتکاری تدوین میسازد و آن، اصالت دادن به شادی و نشاط است یعنی در طراحی عرفان نظری و عملی خود از هستی شناسی آغاز میکند که حضور حق جایی برای غیر نگذاشته است و در چنین حضوری غیر از شادی و شادمانی سزاوار نخواهد بود و انسان در پناه حق از ...
بیشتر
ابوسعید ابوالخیر(متوفی440ق) عارف برجستۀ مکتب سکر خراسانی است که مبنای جدیدی در سلوک عرفانی خود به طور ابتکاری تدوین میسازد و آن، اصالت دادن به شادی و نشاط است یعنی در طراحی عرفان نظری و عملی خود از هستی شناسی آغاز میکند که حضور حق جایی برای غیر نگذاشته است و در چنین حضوری غیر از شادی و شادمانی سزاوار نخواهد بود و انسان در پناه حق از شادمانی در پوست خود نخواهد گنجید و باید از همین وجد و شور، نیرویی معنوی برای تقرب به خدا ایجاد کرد. در این مقاله با روش تحلیل منطقی و با استناد به منابع اولیه موارد اثبات دیدگاه ابتکاری ابوسعید دربارۀ شادی، تحلیل و مستندسازی شده است و نتیجه گرفته میشود که از شادی هم میتوان به عنوان وسیلهای مناسب برای سیر و سلوک عرفانی بهره گرفت و رسالت عرفان که آرامشبخشی و خوشبینی و امیدبخشی باشد در چنین عرفانی قابل وصول خواهد بود. ترنم شاعرانه، سماع و رقص در چنین دیدگاهی ضرورت پیدا میکند
مباحث تطبیقی
الهه کریمی
چکیده
ابنعربی بر تصوف اسلامی تأثیری کممانند داشت. تلاشهای وی برای تدوین مبانی عرفان نظری، تأثیری ماندگار بر عرفان اسلامی و ایرانی نهاد و صوفیان متعددی دنباله کار او را گرفتند. مانند ملاصدرا، فخرالدین عراقی، سیدحیدرآملی و دیگران. تاکنون درباره تأثیر اندیشههای ابنعربی بر تعدادی از صوفیان ایرانی پژوهشهایی صورت گرفته اما توجه ...
بیشتر
ابنعربی بر تصوف اسلامی تأثیری کممانند داشت. تلاشهای وی برای تدوین مبانی عرفان نظری، تأثیری ماندگار بر عرفان اسلامی و ایرانی نهاد و صوفیان متعددی دنباله کار او را گرفتند. مانند ملاصدرا، فخرالدین عراقی، سیدحیدرآملی و دیگران. تاکنون درباره تأثیر اندیشههای ابنعربی بر تعدادی از صوفیان ایرانی پژوهشهایی صورت گرفته اما توجه لازم به تأثیر او بر افکار و آثار شاه نعمتالله ولی نشده است. در پژوهش حاضر که به شیوه مطالعه بنیادی و بر اساس منابع کتابخانهای انجام شده است، تلاش بر این است که بازتاب اندیشههای وی در قصاید شاه نعمتالله تبیین گردد. پس از مطالعه کلیه قصاید شاه نعمتالله و تطبیق مضامین آنها با اندیشهها و افکار ابنعربی که در خلال آثار خود، پیروانش و پژوهشگران معاصر بازتاب یافته است، محققین به این نتیجه رسیدند که ابنعربی بر افکار و اندیشههای شاه نعمتالله ولی به عنوان سرسلسلهی عرفان شیعی اثر گذارده است که انتقال آنها توسط پیروان شاه نعمتالله ولی به شبه قاره و ترکستان صورت گرفته است. افزون بر آن، تلاش امثال شاه نعمتالله ولی، زمینه بالش اندیشههای ابنعربی در جهان تشیع و حتی تسنن را مهیا ساخته است.