نویسنده = مصطفی میردار رضایی
متون عرفانی و تحقیقات میان رشته‌ای و کاربردی

نمودهای اختلال وسواس نجس‌پاکی در حکایت بط منطق‌الطیر

دوره 4، شماره 7، مهر 1404، صفحه 405-436

https://doi.org/10.22054/msil.2025.83345.1162

مصطفی میردار رضایی

چکیده وسواس‌ها که نوعی «اختلال عصبی» به‌شمار می‌روند، دریک تقسیم‌بندی کلی، به دو بخش فکری و عملی تقسیم می‌شود. اختلال وسواس نجس‌پاکی، یکی انواع وسوسه‌های عملی، و چهارمین اختلال از لحاظ اهمیت درمیان اختلال‌های روان‌پزشکی است. این اختلال عصب‌شناختی، زیستی و رفتاری که با افکار و رفتارهای وسواسیِ تکرارشونده همراه است، وقت بسیار زیادی را می‌گیرد و باعث اختلال در زندگی و کارکرد روزانه می‌شود. شخصیت «بط» در مثنوی منطق‌الطیر دچار نوعی اختلال وسواس نجس‌پاکی است و جستار حاضر که به شیوه‌ی توصیفی ـ تحلیلی و با شیوه‌ی کتابخانه‌ای نوشته شده‌است، می‌کوشد تا به بررسی مختصات این اختلال در شخصیت مزبور بپردازد. نتایج این جستار نشان می‌دهد که نمود اختلال وسواس نجس‌پاکی در بط را می‌توان در دو ساحت مشاهده کرد: 1ـ آلودگی: انجام و اجرای رفتارهای تکراری (طهارت و شستشوی بیش از اندازه) بر اساس ترتیبات و الگوهای معین و به‌صورت یکنواخت (هر لحظه غسل کردن)؛ 2ـ جانماز آب‌کشی: که بط نهایت کوشش خود را می‌کند تا به منتهای پاکیزی برسد و جهد می‌کند تا کوچک‌ترین کوتاهی در توجّه به یک عمل مذهبی (در این‌جا غسل و طهارت) از او سر نزند. این خصیصه هم‌چنین سبب شده که بط دچار کمال‌طلبی و تا حدی خودپسندی نیز شود؛ زیرا این وسواس، بط را به جایی -رسانده که در این عالم فقط خودش را پاک (پاک‌رو، صاحب کرامات و زاهد مرغان) و بقیه را ناپاک می‌داند. هم‌چنین جستار حاضر سوای نمایش مختصات اختلال نجس‌پاکی و نمودهای آن در بط، هنروری‌ها و چیره‌دستی‌های شاعرانه‌ی عطار در پرداخت این موضوع را نیز نشان می‌دهد.

روایت دقوقی از منظر روش ترکیبی هانری کربن

دوره 1، شماره 1، اردیبهشت 1401، صفحه 287-309

https://doi.org/10.22054/msil.2022.65771.1029

مصطفی میردار رضایی

چکیده هانری کربن برای بررسی متون، خاصه متون شرقی و اسلامی، شیوۀ خاصی را ابداع کرد که ترکیب دو دیدگاه مادی و فیزیکی، و دیدگاه ذهنی و خیالی است. او برای این منظور پدیدارشناسی هوسرل (و دیگر فیلسوفان این نحله) را با نگره‌های شرقی، خاصه با اندیشه‌های شیخ اشراق پیوند می‌زند. عالم خیال منفصل ماحصل این پیوند و ترکیب است؛ این عالم، جهانی است برزخی که رویدادها و عناصر آن مابین دو دنیای مادی و خیالی قرار می‌گیرند. داستان دقوقی که یکی از فراواقعی ترین داستان‌های شرقی است و تحقیقات و شروح متعددی در باب آن انجام گرفته، روایتی است عرفانی و اخلاقی از دفتر سوم مثنوی که ساحت وقایع و رویدادهای آن فراواقعی است و از مختصات عالم خیال منفصل برخوردار. این مقاله که به روش
توصیفی- تحلیلی نوشته شده است، می‌کوشد تا با بهره گیری از روش پدیدارشناسی هانری کربن به بررسی اجزای عالم خیال منفصل در روایت دقوقی بپردازد. براساس یافته‌های این مطالعه، برخی از مؤلفه‌های عالم خیال منفصل که در روایت دقوقی دیده می‌شوند، عبارتند از: انفسی بودن زمان، عدم تبعیت از جغرافیای مادی، تناقض و عدم‌ تطابق با ویژگی‌های ماده، شیوۀ خیالی (مثالی) در ادراک و آگاهی، تجسم و تجسد معانی انتزاعی، عدم‌ تبعیت از روابط علی و معلولی و ....